televising

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪvaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪˌvaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پخش یا فیلمبرداری چیزی برای تلویزیون

عبارات و ترکیب‌ها

live televising

پخش تلویزیونی زنده

televising events

پخش رویدادها

televising sports

پخش مسابقات ورزشی

televising news

پخش اخبار

televising programs

پخش برنامه‌ها

televising ceremonies

پخش مراسم

televising shows

پخش نمایش‌ها

televising games

پخش بازی‌ها

televising debates

پخش مناظره‌ها

televising concerts

پخش کنسرت‌ها

جملات نمونه

the network is televising the championship game live.

شبکه بازی قهرمانی را به صورت زنده پخش می‌کند.

they are televising the concert for fans around the world.

آنها کنسرت را برای طرفداران در سراسر جهان پخش می‌کنند.

the event organizers are televising the awards ceremony.

سازندگان رویداد مراسم اهدای جوایز را پخش می‌کنند.

she enjoys televising her cooking shows online.

او از پخش برنامه‌های آشپزی خود به صورت آنلاین لذت می‌برد.

the documentary is being televised on national television.

مستند در حال پخش در تلویزیون ملی است.

televising the debate will allow more people to participate.

پخش مناظره به مشارکت بیشتر افراد اجازه می‌دهد.

they are televising the marathon to encourage more runners.

آنها ماراتن را برای تشویق به شرکت بیشتر دوندگان پخش می‌کنند.

the school is televising the graduation ceremony for parents.

مدرسه مراسم فارغ التحصیلی را برای والدین پخش می‌کند.

he is responsible for televising the sports events this season.

او مسئولیت پخش رویدادهای ورزشی این فصل را بر عهده دارد.

televising the wildlife documentary raised awareness about conservation.

پخش مستند حیات وحش باعث افزایش آگاهی در مورد حفاظت از محیط زیست شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید