televisual

[ایالات متحده]/telɪ'vɪʒjʊəl/
[بریتانیا]/ˌtɛlɪ'vɪʒʊəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تلویزیون، مناسب برای فیلمبرداری در تلویزیون.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

televisual content

محتوای تلویزیونی

televisual technology

فناوری تلویزیونی

televisual production

تولید تلویزیونی

جملات نمونه

the world of televisual images.

جهان تصاویر تلویزیونی

Two teams of present-day explorers accurately recreate Scott and Amundsen"s Antarctic race to the Pole in a televisual experiment of unparalleled ambition.

دو تیم از کاوشگران امروزی به طور دقیق مسابقه اسکات و آموندسن به قطب جنوب را در یک آزمایش تلویزیونی با جاه طلبی بی‌سابقه بازسازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید