tellers

[ایالات متحده]/ˈtɛləz/
[بریتانیا]/ˈtɛlɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بانک) صندوقدار; (انتخابات) شمارنده رأی; قصه‌گو

عبارات و ترکیب‌ها

bank tellers

کارمندان بانک

tellers window

پنجره کارمندان

tellers job

شغل کارمندان

tellers duties

وظایف کارمندان

tellers service

خدمات کارمندان

tellers role

نقش کارمندان

tellers training

آموزش کارمندان

tellers position

موقعیت کارمندان

tellers report

گزارش کارمندان

tellers cash

پول نقد کارمندان

جملات نمونه

the bank tellers are very helpful.

کارمندان بانک بسیار کمک‌آمیز هستند.

many tellers work long hours during tax season.

بسیاری از کارمندان بانک در طول فصل مالیات ساعت‌های طولانی کار می‌کنند.

tellers handle cash transactions every day.

کارمندان بانک هر روز با تراکنش‌های نقدی سروکار دارند.

some tellers also assist with loan applications.

برخی از کارمندان بانک همچنین به درخواست‌های وام کمک می‌کنند.

tellers must be accurate and efficient.

کارمندان بانک باید دقیق و کارآمد باشند.

customers often ask tellers for account information.

مشتریان اغلب از کارمندان بانک در مورد اطلاعات حساب می‌پرسند.

good tellers build strong relationships with clients.

کارمندان بانک خوب روابط قوی با مشتریان برقرار می‌کنند.

tellers are trained to handle difficult situations.

کارمندان بانک برای مقابله با شرایط دشوار آموزش می‌بینند.

during busy hours, tellers may work in teams.

در ساعات شلوغ، کارمندان بانک ممکن است به صورت تیمی کار کنند.

many tellers enjoy their interactions with customers.

بسیاری از کارمندان بانک از تعامل خود با مشتریان لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید