temples

[ایالات متحده]/ˈtɛmplz/
[بریتانیا]/ˈtɛmplz/

ترجمه

n. ساختمان‌هایی که به عبادت یا فعالیت‌های مذهبی اختصاص داده شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

ancient temples

معابد باستانی

temples rise

معابد سر برآورده‌اند

visit temples

بازدید از معابد

temples of light

معابد نور

temples closed

معابد بسته هستند

temples adorned

معابد تزئین شده

temples reflect

معابد منعکس می‌کنند

temples stood

معابد ایستاده بودند

temples guarded

معابد محافظت می‌شدند

temples shimmer

معابد می‌درخشیدند

جملات نمونه

the ancient temples were beautifully restored.

معابد باستانی به زیبایی بازسازی شدند.

we visited several temples during our trip to kyoto.

ما در طول سفر خود به کیوتو از چندین معبد بازدید کردیم.

the temple bells echoed through the valley.

صدای ناقوس معبد در دره طنین انداز شد.

monks chanted prayers in the serene temples.

راهبان در معابد آرام دعا خواندند.

the temple offered a peaceful retreat from the city.

معبد یک پناهگاه آرام از شهر ارائه می داد.

she lit a candle at the temple shrine.

او شمعی را در معبد روشن کرد.

the temple's architecture was stunning and intricate.

معماری معبد خیره کننده و پیچیده بود.

they climbed the steep steps to reach the temples.

آنها برای رسیدن به معابد از پله های شیب دار بالا رفتند.

the temples are important cultural landmarks.

معابد نقاط دیدنی فرهنگی مهم هستند.

the temple grounds were meticulously landscaped.

فضای معبد به دقت طراحی شده بود.

we made offerings at the temple altar.

ما در محراب معبد نذورانی ارائه کردیم.

the temple library housed a vast collection of ancient scrolls.

کتابخانه معبد دارای مجموعه بزرگی از نسخ خطی باستانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید