tendernesses

[ایالات متحده]/ˈtɛndənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɛndərnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت ملایم و مهربان بودن؛ نرمی یا لطافت؛ ملایمت یا نرمش؛ حساسیت عاطفی؛ چیزی که دشوار یا پیچیده است

عبارات و ترکیب‌ها

gentle tendernesses

ملایمت‌های لطیف

quiet tendernesses

ملایمت‌های آرام

shared tendernesses

ملایمت‌های مشترک

deep tendernesses

ملایمت‌های عمیق

soft tendernesses

ملایمت‌های نرم

mutual tendernesses

ملایمت‌های متقابل

fleeting tendernesses

ملایمت‌های زودگذر

hidden tendernesses

ملایمت‌های پنهان

unspoken tendernesses

ملایمت‌های بیان نشده

enduring tendernesses

ملایمت‌های پایدار

جملات نمونه

her tendernesses towards the children were heartwarming.

ملایمت او با کودکان بسیار دلگرم‌کننده بود.

he expressed his tendernesses in the way he cared for her.

او محبت خود را در نحوه مراقبت از او نشان داد.

the tendernesses of a mother can heal many wounds.

ملایمت یک مادر می‌تواند بسیاری از زخم‌ها را التیام بخشد.

in moments of sadness, we often seek tendernesses from loved ones.

در زمان‌های غم، اغلب به دنبال محبت از عزیزان هستیم.

her letters were filled with tendernesses that made him smile.

نامه‌های او پر از محبت‌هایی بودند که باعث لبخند او می‌شدند.

he remembered the tendernesses they shared during their long talks.

او محبت‌هایی را که در طول گفتگوهای طولانی خود با او تقسیم کرده بودند به یاد داشت.

they often exchanged tendernesses in their relationship.

آنها اغلب محبت را در رابطه خود رد و بدل می‌کردند.

her tendernesses were a source of strength for him.

ملایمت او منبع قدرت برای او بود.

finding tendernesses in everyday life can bring joy.

پیدا کردن محبت در زندگی روزمره می‌تواند شادی بیاورد.

they celebrated their love with small tendernesses.

آنها عشق خود را با محبت‌های کوچک جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید