tenpences

[ایالات متحده]/ˈtɛnpənsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɛnˌpɛnsɪz/

ترجمه

n. جمع ده پنی، سکه بریتانیایی به ارزش ده پنی

عبارات و ترکیب‌ها

tenpences each

هر ده پنس

cost tenpences

هزینه ده پنس

tenpences only

فقط ده پنس

worth tenpences

ارزش ده پنس

tenpences together

ده پنس با هم

tenpences per

به ازای هر ده پنس

collect tenpences

جمع آوری ده پنس

tenpences saved

ده پنس پس انداز شده

spend tenpences

هزینه کردن ده پنس

tenpences available

ده پنس در دسترس

جملات نمونه

he found tenpences scattered on the ground.

او سکه‌های ده پنی را پخش شده روی زمین پیدا کرد.

she saved up tenpences to buy a new toy.

او برای خرید یک اسباب بازی جدید، سکه‌های ده پنی جمع کرد.

they counted their tenpences before going to the shop.

آنها قبل از رفتن به مغازه، سکه‌های ده پنی خود را شمردند.

he joked that tenpences were worth more than gold to him.

او شوخی کرد که سکه‌های ده پنی برای او از طلا با ارزش‌تر بودند.

she tossed a few tenpences into the fountain.

او چند سکه ده پنی را در فواره انداخت.

finding tenpences in the sofa was a pleasant surprise.

پیدا کردن سکه‌های ده پنی در مبل یک سورپرایز خوشایند بود.

he used his tenpences to play arcade games.

او از سکه‌های ده پنی خود برای بازی در دستگاه‌های آرکید استفاده کرد.

collecting tenpences became her new hobby.

جمع کردن سکه‌های ده پنی به سرگرمی جدید او تبدیل شد.

they pooled their tenpences to buy a gift.

آنها سکه‌های ده پنی خود را برای خرید هدیه جمع کردند.

he was excited to find a roll of tenpences.

او از پیدا کردن یک رول سکه ده پنی هیجان زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید