cents

[ایالات متحده]/sɛnts/
[بریتانیا]/sentss/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی معادل یک صدم دلار.

عبارات و ترکیب‌ها

one cent

یک سنت

two cents

دو سنت

five cents

پنج سنت

ten cents

ده سنت

twenty cents

بیست سنت

thirty cents

سی سنت

fifty cents

پنجاه سنت

seventy cents

هفتاد سنت

eighty cents

هشتاد سنت

ninety cents

نود سنت

جملات نمونه

it costs fifty cents to buy a candy.

خریدن یک آب‌نبات پنجاه سنت هزینه دارد.

he found a penny on the ground, but it was only one cent.

او یک سکه روی زمین پیدا کرد، اما فقط یک سنت بود.

prices increased by ten cents this week.

قیمت‌ها این هفته ده سنت افزایش یافته است.

can you lend me a few cents?

می‌توانید چند سنت به من قرض دهید؟

she saved up fifty cents for a toy.

او پنجاه سنت برای یک اسباب‌بازی پس انداز کرد.

the coffee shop charges two dollars and fifty cents for a latte.

کافی‌شاپ دو دلار و پنجاه سنت برای یک لاته هزینه دارد.

every cent counts when you're on a budget.

وقتی بودجه دارید، هر سکه‌ای مهم است.

he gave her a cent for her thoughts.

او برای افکارش به او یک سنت داد.

my change includes a couple of cents.

پس انداز من شامل چند سنت است.

she earned a few cents from her small business.

او چند سنت از کسب و کار کوچک خود به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید