teress

[ایالات متحده]/ˈtɛəriːz/
[بریتانیا]/ˈtɛrɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله گرد
adj. استوانه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

teres major

عضله بزرگ ترِس

teres minor

عضله کوچک ترِس

teres muscle

عضله ترِس

teres ligament

رباط ترِس

teres tendon

وتاد ترِس

teres function

عملکرد ترِس

teres anatomy

آناتومی ترِس

teres injury

آسیب ترِس

teres exercise

تمرین ترِس

teres stretch

کششی ترِس

جملات نمونه

she has a teres muscle strain from working out too hard.

او دچار کشیدگی عضله ترز از روی تمرین بیش از حد شده است.

the teres major plays a vital role in shoulder movement.

عضله ترز بزرگ نقش حیاتی در حرکت شانه دارد.

he is studying the teres minor for his anatomy class.

او عضله ترز کوچک را برای کلاس آناتومی خود مطالعه می‌کند.

the teres muscles are often overlooked in fitness training.

عضلات ترز اغلب در تمرینات تناسب اندام نادیده گرفته می‌شوند.

understanding the teres muscles can improve your workout efficiency.

درک عضلات ترز می‌تواند کارایی تمرین شما را بهبود بخشد.

she felt pain in her teres major after lifting weights.

او بعد از بلند کردن وزنه، درد در عضله ترز بزرگ خود احساس کرد.

the teres muscles help stabilize the shoulder joint.

عضلات ترز به تثبیت مفصل شانه کمک می‌کنند.

injury to the teres minor can affect arm mobility.

آسیب به عضله ترز کوچک می‌تواند بر تحرک بازو تأثیر بگذارد.

he is focusing on strengthening his teres muscles.

او روی تقویت عضلات ترز خود تمرکز دارد.

physical therapy often includes exercises for the teres muscles.

فیزیوتراپی اغلب شامل تمریناتی برای عضلات ترز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید