tergiversators

[ایالات متحده]/'tə:dʒivəseɪtəz/
[بریتانیا]/'tɜrɡɪvərseɪtərz/

ترجمه

n. افرادی که از مسئولیت فرار می‌کنند یا به طور مکرر نظرات خود را تغییر می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

tergiversators abound

افراد خودستای بسیار زیاد

tergiversators everywhere

افراد خودستای همه جا

tergiversators in power

افراد خودستای در قدرت

tergiversators are cunning

افراد خودستای حیله گر هستند

tergiversators at work

افراد خودستای در حال کار

tergiversators and liars

افراد خودستای و دروغگو

tergiversators in disguise

افراد خودستای در پوشش

tergiversators of truth

افراد خودستای حقیقت

tergiversators exposed

افراد خودستای آشکار شده

tergiversators revealed

افراد خودستای فاش شده

جملات نمونه

some politicians are known as tergiversators, often changing their stance on important issues.

برخی از سیاستمداران به عنوان ترگوروراتورها شناخته می شوند که اغلب موضع خود را در مسائل مهم تغییر می دهند.

in debates, tergiversators tend to confuse their audience with inconsistent arguments.

در مناظرات، ترگوروراتورها تمایل دارند با استدلال های ناسازگار، مخاطبان خود را گیج کنند.

his reputation as a tergiversator made it difficult for others to trust him.

شهرت او به عنوان یک ترگوروراتور باعث شد که دیگران به سختی به او اعتماد کنند.

many voters are tired of tergiversators who fail to keep their promises.

بسیاری از رای دهندگان از ترگوروراتورهایی که نمی توانند وعده های خود را عملی کنند خسته شده اند.

tergiversators often lack a clear vision, leading to public frustration.

ترگوروراتورها اغلب فاقد یک دیدگاه روشن هستند که منجر به ناامیدی عمومی می شود.

in a time of crisis, tergiversators are often the first to backtrack on their commitments.

در زمان بحران، ترگوروراتورها اغلب اولین کسانی هستند که از تعهدات خود عقب نشینی می کنند.

many people see tergiversators as opportunists who only care about their own interests.

بسیاری از مردم ترگوروراتورها را فرصت طلبانی می بینند که فقط به منافع خود اهمیت می دهند.

to win support, some leaders act like tergiversators, promising different things to different groups.

برای به دست آوردن حمایت، برخی از رهبران مانند ترگوروراتورها عمل می کنند و وعده های مختلفی به گروه های مختلف می دهند.

being labeled a tergiversator can severely damage a politician's career.

برچیده شدن به عنوان یک ترگوروراتور می تواند به طور جدی به حرفه یک سیاستمدار آسیب برساند.

people dislike tergiversators for their lack of integrity and honesty.

مردم ترگوروراتورها را به دلیل فقدان یکپارچگی و صداقت دوست ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید