termer

[ایالات متحده]/ˈtɜːmə/
[بریتانیا]/ˈtɜrmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که دوره‌ای را سپری می‌کند، به‌ویژه در زندان؛ زندانی که در حال گذراندن حکم است
Word Forms
جمعtermers

عبارات و ترکیب‌ها

long termer

طولانی مدت

short termer

کوتاه مدت

term termer

مدت مدت

active termer

فعال مدت

new termer

جدید مدت

experienced termer

با تجربه مدت

dedicated termer

متعهد مدت

casual termer

غیر رسمی مدت

frequent termer

مکرر مدت

temporary termer

موقت مدت

جملات نمونه

he is a termer in the field of linguistics.

او یک متخصص در زمینه زبان‌شناسی است.

understanding the termer is crucial for accurate communication.

درک متخصص برای برقراری ارتباط دقیق بسیار مهم است.

the termer defined several new concepts in the report.

متخصص مفاهیم جدیدی را در گزارش تعریف کرد.

she became a termer after years of research.

او پس از سال‌ها تحقیق به یک متخصص تبدیل شد.

in his speech, he used the termer to clarify his points.

در سخنرانی خود، او از متخصص برای روشن کردن نکات خود استفاده کرد.

the termer's insights were invaluable to the team.

نظرات متخصص برای تیم بسیار ارزشمند بود.

we consulted the termer to ensure accuracy in our project.

ما برای اطمینان از صحت پروژه خود با متخصص مشورت کردیم.

her role as a termer involves creating new definitions.

نقش او به عنوان متخصص شامل ایجاد تعاریف جدید است.

the termer provided a glossary for better understanding.

متخصص یک واژه‌نامه برای درک بهتر ارائه کرد.

as a termer, he often collaborates with other experts.

به عنوان یک متخصص، او اغلب با سایر متخصصان همکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید