termes

[ایالات متحده]/tɛːmz/
[بریتانیا]/tɛrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع 'term' (کلمه، شرط یا دوره)
n. (جغرافیا) Termes (یک کمون در بلژیک و فرانسه)
Word Forms
جمعtermess

جملات نمونه

the terms of the agreement are legally binding.

شرایط قرارداد از نظر قانونی معتبر است.

we need to clarify the terms before proceeding.

قبل از ادامه، نیاز به روشن کردن شرایط است.

according to the terms of the contract, payment is due in 30 days.

بر اساس شرایط قرارداد، پرداخت در 30 روز مقرر است.

the two companies reached an agreement on friendly terms.

دو شرکت با شرایط دوستانه به توافق رسیدند.

in terms of quality, this product exceeds expectations.

از نظر کیفیت، این محصول انتظارات را تجاوز می کند.

technical terms can be difficult for beginners.

اصطلاحات فنی ممکن است برای مبتدیان دشوار باشد.

the breach of terms resulted in a lawsuit.

نقض شرایط منجر به دعوی شد.

please read the terms and conditions carefully.

لطفاً شرایط و مقررات را با دقت بخوانید.

it took years for him to come to terms with the loss.

برای او چند سال طول کشید تا با زیان صلح کند.

the payment terms have been extended to 90 days.

شرایط پرداخت به 90 روز گسترش یافته است.

they negotiated better trade terms with the new partner.

آنها با شریک جدید بهترین شرایط تجارت را مذاکره کردند.

on equal terms, she competed with experienced athletes.

او با ورزشکاران تجربه دار در شرایط مساوی رقابت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید