terminologies

[ایالات متحده]/ˌtɜːmɪˈnɒlədʒiz/
[بریتانیا]/ˌtɜːrmɪˈnɑːlədʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاحات تخصصی; اصطلاحات; مطالعه اصطلاحات; استفاده صحیح از اصطلاحات

عبارات و ترکیب‌ها

legal terminologies

اصطلاحات حقوقی

medical terminologies

اصطلاحات پزشکی

technical terminologies

اصطلاحات فنی

scientific terminologies

اصطلاحات علمی

educational terminologies

اصطلاحات آموزشی

financial terminologies

اصطلاحات مالی

business terminologies

اصطلاحات تجاری

cultural terminologies

اصطلاحات فرهنگی

computer terminologies

اصطلاحات کامپیوتری

industry terminologies

اصطلاحات صنعتی

جملات نمونه

different fields often use specific terminologies.

زمینه‌های مختلف اغلب از اصطلاحات خاص استفاده می‌کنند.

understanding technical terminologies is essential for this job.

درک اصطلاحات فنی برای این کار ضروری است.

he struggled with the terminologies used in the lecture.

او در درک اصطلاحاتی که در سخنرانی استفاده شده بود، مشکل داشت.

medical terminologies can be quite complex.

اصطلاحات پزشکی می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

learning new terminologies requires practice.

یادگیری اصطلاحات جدید نیاز به تمرین دارد.

many students find legal terminologies difficult.

بسیاری از دانش آموزان اصطلاحات حقوقی را دشوار می دانند.

terminologies in science evolve over time.

اصطلاحات علمی با گذشت زمان تکامل می‌یابند.

she is familiar with the terminologies of her field.

او با اصطلاحات حوزه خود آشنا است.

terminologies vary significantly between different cultures.

اصطلاحات به طور قابل توجهی بین فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

students should master the terminologies before the exam.

دانشجویان باید قبل از امتحان اصطلاحات را به تسلط برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید