thales

[ایالات متحده]/ˈθeɪliːz/
[بریتانیا]/ˈθeɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فیلسوف، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس یونانی باستان که یکی از هفت حکیم یونان محسوب می‌شود.; تالس (فیلسوف یونانی).

عبارات و ترکیب‌ها

thales group

گروهتالس

thales technologies

فناوری‌های تالس

thales solutions

راهکارهای تالس

thales security

امنیت تالس

thales defense

دفاع تالس

thales aerospace

هوافضا تالس

thales services

خدمات تالس

thales innovation

نوآوری تالس

thales research

تحقیقات تالس

thales systems

سیستم‌های تالس

جملات نمونه

thales was a great philosopher in ancient greece.

تالس یک فیلسوف بزرگ در یونان باستان بود.

thales is known for his contributions to mathematics.

تالس به خاطر مشارکت او در ریاضیات شناخته شده است.

many consider thales the father of western philosophy.

بسیاری از افراد تالس را پدر فلسفه غربی می‌دانند.

thales believed that water is the fundamental substance of all things.

تالس معتقد بود که آب ماده اساسی همه چیز است.

thales' theories laid the groundwork for future scientific inquiry.

نظریات تالس پایه و اساس تحقیقات علمی آینده را فراهم کرد.

students often study thales in philosophy courses.

دانشجویان اغلب تالس را در دوره های فلسفه مطالعه می کنند.

thales was also interested in astronomy and geometry.

تالس همچنین به نجوم و هندسه علاقه داشت.

thales' ideas influenced many later philosophers.

ایده های تالس بر بسیاری از فیلسوفان بعدی تأثیر گذاشت.

in ancient times, thales was regarded as a wise man.

در زمان‌های قدیم، تالس به عنوان یک حکیم مورد احترام بود.

thales' approach to understanding nature was revolutionary.

رویکرد تالس در درک طبیعت انقلابی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید