thammuz

[ایالات متحده]/θæməz/
[بریتانیا]/θæməz/

ترجمه

n. یک خدای میانرودانی مرتبط با باروری و کشاورزی
شکل‌های واژه
جمعthammuzs

عبارات و ترکیب‌ها

thammuz month

ماه تماموز

thammuz festival

جشنواره تماموز

thammuz offerings

نذورات تماموز

thammuz rituals

آداب تماموز

thammuz celebration

جشن تماموز

thammuz traditions

رسوم تماموز

thammuz significance

اهمیت تماموز

thammuz practices

شیوه های تماموز

thammuz symbols

نمادهای تماموز

thammuz history

تاریخچه تماموز

جملات نمونه

thammuz is a month of reflection.

thammuz ماهي برای تفکر و تأمل است.

in ancient cultures, thammuz was celebrated with rituals.

در فرهنگ‌های باستانی، ماه تاموز با برگزاری آیین‌ها جشن گرفته می‌شد.

many people honor thammuz with prayers.

بسیاری از مردم ماه تاموز را با دعاها گرامی می‌دارند.

thammuz symbolizes the arrival of summer.

ماه تاموز نماد رسیدن تابستان است.

during thammuz, communities gather for festivals.

در طول ماه تاموز، جوامع برای برگزاری جشن‌ها گرد هم می‌آیند.

thammuz is associated with fertility and growth.

ماه تاموز با باروری و رشد مرتبط است.

people often share stories during thammuz celebrations.

مردم اغلب در جشن‌های ماه تاموز داستان‌ها را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

thammuz teachings emphasize the importance of nature.

آموزه‌های ماه تاموز بر اهمیت طبیعت تأکید دارند.

in some traditions, thammuz marks a time of renewal.

در برخی از سنت‌ها، ماه تاموز نشان‌دهنده زمانی برای تجدید حیات است.

thammuz rituals often include offerings to the gods.

آیین‌های ماه تاموز اغلب شامل نذورانی به خدایان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید