thriftshop

[US]/ˈθrɪftʃɒp/
[UK]/ˈθrɪftʃɑːp/

Translation

n. فروشگاهی که کالاهای دوم دست را، به ویژه لباس، با قیمت کمتر می‌فروشد؛ فروشگاهی که کالاهای جدید قابل پرداخت را می‌فروشد.
Word Forms

Phrases & Collocations

thriftshop shopping

خرید از فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop gems

جواهرات فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop haul

خرید فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop vibes

حالم از فروشگاه لوازم باقی مانده

at the thriftshop

در فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop treasure

کهلم از فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop find

یافتم در فروشگاه لوازم باقی مانده

thriftshop clothes

لباس فروشگاه لوازم باقی مانده

love the thriftshop

دوست دارم فروشگاه لوازم باقی مانده

visited the thriftshop

به فروشگاه لوازم باقی مانده رفتم

Example Sentences

i found a vintage jacket at the thriftshop for only ten dollars.

من یک کت قدیمی را در فروشگاه ملکه دریافتی در کنار مغازه برای ده دلار پیدا کردم.

the thriftshop around the corner has amazing deals on used furniture.

فروشگاه ملکه دریافتی در زاویه نزدیک عروض فوق العاده ای روی مبلمان مصرف شده دارد.

we love browsing the thriftshop on weekends to discover unique treasures.

ما دوست داریم در ایام ایتیم فروشگاه ملکه دریافتی را بررسی کنیم تا گنجینه های منحصر به فرد کشف کنیم.

the thriftshop proceeds go to support local homeless shelters.

درآمدهای فروشگاه ملکه دریافتی به حمایت از مراکز اسکان افراد بی سرپرست محلی اختصاص می یابد.

my grandmother's thriftshop business has been in the family for three generations.

کسب و کار فروشگاه ملکه دریافتی مامان من در خانواده ما از سه نسل پیش است.

the thriftshop was crowded with bargain hunters during the sale.

فروشگاه ملکه دریافتی در زمان فروش با خریداران عرضه های پایین پر بود.

i donated my old clothes to the thriftshop instead of throwing them away.

من لباسهای قدیمی من را به فروشگاه ملکه دریافتی هدیه دادم به جای اینکه آنها را پاره کنم.

the thriftshop sells everything from vinyl records to designer knockoffs.

فروشگاه ملکه دریافتی همه چیز از ضبط های چرته ای تا نسخه های کپی بردار طراح را می فروشد.

she got her wedding dress from a thriftshop and saved a fortune.

او لباس اولیه ازدواج خود را از یک فروشگاه ملکه دریافتی خرید و یک مال بزرگ را نجات داد.

the thriftshop accepts donations of gently used items year-round.

فروشگاه ملکه دریافتی در طول سال به دهقانی از کالاهای مصرف شده با دقت پذیرفته می شود.

thriftshops are becoming increasingly popular among environmentally conscious consumers.

فروشگاه های ملکه دریافتی در میان مصرف کنندگان محیط زیست آگاه به طور چشمگیری محبوب تر می شوند.

the neighborhood thriftshop hosts monthly community events.

فروشگاه ملکه دریافتی محله با رویدادهای جامعه ماهیانه میزبانی می کند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now