thrombin

[ایالات متحده]/ˈθrɒmbɪn/
[بریتانیا]/ˈθrɑːmbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئینی که در لخته شدن خون دخالت دارد

عبارات و ترکیب‌ها

thrombin generation

تولید ترومبین

thrombin time

زمان ترومبین

activated thrombin

ترومبین فعال

thrombin receptor

گیرنده ترومبین

thrombin inhibitors

مهارکننده‌های ترومبین

thrombin assay

آزمایش ترومبین

thrombin clotting

ترمیمه ترومبین

thrombin levels

سطح ترومبین

thrombin activity

فعالیت ترومبین

thrombin cascade

مسیر آبشاری ترومبین

جملات نمونه

thrombin plays a crucial role in the blood coagulation process.

ترومبین نقش حیاتی در فرآیند انعقاد خون ایفا می‌کند.

researchers are studying the effects of thrombin on wound healing.

محققان در حال بررسی اثرات ترومبین بر التیام زخم هستند.

high levels of thrombin can lead to thrombosis.

سطوح بالای ترومبین می‌تواند منجر به ترومبوز شود.

thrombin is essential for converting fibrinogen to fibrin.

ترومبین برای تبدیل فیبرینوژن به فیبرین ضروری است.

inhibiting thrombin can help prevent excessive bleeding.

مهار کردن ترومبین می‌تواند به جلوگیری از خونریزی بیش از حد کمک کند.

thrombin levels are often measured in patients with clotting disorders.

سطح ترومبین اغلب در بیماران مبتلا به اختلالات انعقادی اندازه‌گیری می‌شود.

thrombin generation tests are used to assess coagulation status.

آزمایش‌های تولید ترومبین برای ارزیابی وضعیت انعقادی استفاده می‌شوند.

thrombin can activate platelets during the clotting process.

ترومبین می‌تواند پلاکت‌ها را در طول فرآیند انعقاد فعال کند.

antithrombin is a natural inhibitor of thrombin.

آنتی‌ترومبین یک مهارکننده طبیعی ترومبین است.

thrombin inhibitors are used in certain anticoagulant therapies.

مهارکننده‌های ترومبین در برخی از درمان‌های ضد انعقادی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید