thrombocytes

[ایالات متحده]/ˈθrɒmbəsaɪt/
[بریتانیا]/ˈθrɑːmbəˌsaɪt/

ترجمه

n. نوعی سلول خونی که در لخته شدن خون نقش دارد

عبارات و ترکیب‌ها

thrombocyte count

شمارش پلاکت

thrombocyte activation

فعال شدن پلاکت

thrombocyte function

عملکرد پلاکت

thrombocyte aggregation

تجمع پلاکت

thrombocyte levels

سطح پلاکت

thrombocyte response

واکنش پلاکت

thrombocyte production

تولید پلاکت

thrombocyte deficiency

کمبود پلاکت

thrombocyte disorders

اختلالات پلاکت

thrombocyte therapy

درمان پلاکت

جملات نمونه

thrombocytes play a crucial role in blood clotting.

ترومبوسیت‌ها نقش حیاتی در انعقاد خون ایفا می‌کنند.

low thrombocyte levels can lead to excessive bleeding.

کاهش سطح ترومبوسیت‌ها می‌تواند منجر به خونریزی بیش از حد شود.

doctors often check thrombocyte counts during blood tests.

پزشکان اغلب در طول آزمایش خون، تعداد ترومبوسیت‌ها را بررسی می‌کنند.

thrombocytes are produced in the bone marrow.

ترومبوسیت‌ها در مغز استخوان تولید می‌شوند.

increased thrombocyte activity can indicate inflammation.

افزایش فعالیت ترومبوسیت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده التهاب باشد.

thrombocyte transfusions are sometimes necessary after surgery.

انتقال خون ترومبوسیت گاهی اوقات بعد از جراحی ضروری است.

thrombocyte aggregation is an important process in hemostasis.

تجمع ترومبوسیت‌ها یک فرآیند مهم در هموستاز است.

monitoring thrombocyte levels can help manage certain diseases.

نظارت بر سطح ترومبوسیت‌ها می‌تواند به مدیریت برخی بیماری‌ها کمک کند.

thrombocyte dysfunction can lead to various health issues.

اختلال عملکرد ترومبوسیت‌ها می‌تواند منجر به مشکلات بهداشتی مختلف شود.

research on thrombocytes is vital for developing new treatments.

تحقیقات در مورد ترومبوسیت‌ها برای توسعه درمان‌های جدید بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید