thrombolyses

[ایالات متحده]/θrɒm.bəˈlaɪ.siːz/
[بریتانیا]/θrɑːm.bəˈlaɪ.siːz/

ترجمه

n. فرآیند حل شدن لخته خون

عبارات و ترکیب‌ها

acute thrombolyses

ترومبولیز حاد

systemic thrombolyses

ترومبولیز سیستمیک

thrombolyses therapy

درمان ترومبولیز

thrombolyses agents

عوامل ترومبولیز

thrombolyses protocol

پروتکل ترومبولیز

thrombolyses outcomes

نتایج ترومبولیز

thrombolyses procedure

روش ترومبولیز

thrombolyses effectiveness

اثربخشی ترومبولیز

thrombolyses risks

خطرات ترومبولیز

thrombolyses indications

نشانه‌های ترومبولیز

جملات نمونه

thrombolyses are often used in emergency medicine.

تومبولیزها اغلب در طب اورژانس استفاده می‌شوند.

the effectiveness of thrombolyses can vary by patient.

اثربخشی تومبولیزها می‌تواند بر اساس بیمار متفاوت باشد.

doctors may recommend thrombolyses for certain types of strokes.

پزشکان ممکن است تومبولیز را برای انواع خاصی از سکته توصیه کنند.

thrombolyses can help dissolve blood clots quickly.

تومبولیزها می‌توانند به سرعت به حل رگ‌های خونی کمک کنند.

patients undergoing thrombolyses should be monitored closely.

بیمارانی که تحت تومبولیز قرار دارند باید به دقت مورد نظر قرار گیرند.

thrombolyses might not be suitable for all patients.

تومبولیز ممکن است برای همه بیماران مناسب نباشد.

research continues on improving thrombolyses techniques.

تحقیقات برای بهبود تکنیک‌های تومبولیز ادامه دارد.

thrombolyses can significantly reduce recovery time.

تومبولیزها می‌توانند زمان بهبودی را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

complications from thrombolyses are rare but possible.

عوارض ناشی از تومبولیز نادر اما ممکن است.

thrombolyses are a critical part of stroke management.

تومبولیزها بخش مهمی از مدیریت سکته مغزی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید