thrombose

[ایالات متحده]/θrɒmˈbəʊz/
[بریتانیا]/θrɑːmˈboʊz/

ترجمه

v. (برای) تشکیل یک لخته خون
Word Forms
شکل سوم شخص مفردthromboses
صفت یا فعل حال استمراریthrombosing
زمان گذشتهthrombosed
قسمت سوم فعلthrombosed

عبارات و ترکیب‌ها

thrombose risk

خطر ترومبوز

thrombose treatment

درمان ترومبوز

thrombose prevention

جلوگیری از ترومبوز

thrombose symptoms

علائم ترومبوز

thrombose factors

عوامل خطر ترومبوز

thrombose diagnosis

تشخیص ترومبوز

thrombose complications

پیامدهای ترومبوز

thrombose management

مدیریت ترومبوز

thrombose awareness

آگاهی از ترومبوز

thrombose causes

علت ترومبوز

جملات نمونه

thrombose can lead to serious health complications.

ترومبوز می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

patients with thrombose need immediate medical attention.

بیماران مبتلا به ترومبوز به مراقبت‌های پزشکی فوری نیاز دارند.

thrombose occurs when blood clots block blood vessels.

ترومبوز زمانی رخ می‌دهد که لخته‌های خونی رگ‌های خونی را مسدود می‌کنند.

preventing thrombose is crucial for maintaining good health.

پیشگیری از ترومبوز برای حفظ سلامتی خوب بسیار مهم است.

symptoms of thrombose may include swelling and pain.

علائم ترومبوز ممکن است شامل تورم و درد باشد.

doctors recommend regular exercise to reduce the risk of thrombose.

پزشکان ورزش منظم را برای کاهش خطر ابتلا به ترومبوز توصیه می‌کنند.

thrombose can affect anyone, regardless of age.

ترومبوز می‌تواند هر کسی را صرف نظر از سن تحت تأثیر قرار دهد.

understanding the causes of thrombose is important for prevention.

درک علل ترومبوز برای پیشگیری مهم است.

thrombose can occur in veins or arteries.

ترومبوز می‌تواند در وریدهای خونی یا شریان‌ها رخ دهد.

early diagnosis of thrombose can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام ترومبوز می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید