throstle

[ایالات متحده]/ˈθrɒsəl/
[بریتانیا]/ˈθrɔsəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای به نام زردپره؛ نوعی ماشین بافندگی
Word Forms
جمعthrostles

عبارات و ترکیب‌ها

throstle song

آهنگ بلبل

throstle call

تماشاگاه بلبل

throstle nest

لانه بلبل

throstle chirp

ژغ ژغ بلبل

throstle flight

پرواز بلبل

throstle habitat

زیستگاه بلبل

throstle species

گونه بلبل

throstle behavior

رفتار بلبل

throstle watch

تماشای بلبل

throstle migration

مهاجرت بلبل

جملات نمونه

the throstle sang beautifully in the early morning.

گنجشک بامداد زود در زیبایی آواز خواند.

we heard the throstle calling from the nearby trees.

ما صدای گنجشک را از درختان نزدیک شنیدیم.

the throstle's song is a sign of spring.

آواز گنجشک نشانه ای از بهار است.

children love to listen to the throstle in the garden.

بچه ها دوست دارند صدای گنجشک را در باغ بشنوند.

in the quiet of the evening, the throstle could be heard.

در سکوت شب، می توان صدای گنجشک را شنید.

the throstle perched on a branch, singing sweetly.

گنجشک روی شاخه ای نشسته بود و به زیبایی آواز می خواند.

many poets have been inspired by the throstle's melody.

بسیاری از شاعران از ملودی گنجشک الهام گرفته اند.

watching the throstle fly is a delightful experience.

تماشای پرواز گنجشک یک تجربه لذت بخش است.

the throstle is known for its distinctive call.

گنجشک به دلیل صدای خاصش شناخته شده است.

on warm days, the throstle's song fills the air.

در روزهای گرم، صدای گنجشک هوا را پر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید