throughway

[ایالات متحده]/ˈθruːweɪ/
[بریتانیا]/ˈθruːweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاده یا بزرگراهی که برای عبور سریع طراحی شده است؛ یک جاده اصلی برای ترافیک سریع

عبارات و ترکیب‌ها

main throughway

مسیر اصلی

local throughway

مسیر محلی

busy throughway

مسیر پرتردد

major throughway

مسیر اصلی

urban throughway

مسیر شهری

throughway exit

خروجی مسیر

throughway signs

علائم مسیر

throughway traffic

ترافیک مسیر

throughway lanes

مسیرها

throughway access

دسترسی به مسیر

جملات نمونه

the throughway was congested during rush hour.

مسیر اصلی در ساعات شلوغی ترافیک سنگین بود.

we took the throughway to avoid city traffic.

ما از مسیر اصلی برای جلوگیری از ترافیک شهری استفاده کردیم.

the throughway connects several major highways.

مسیر اصلی چندین بزرگراه اصلی را به هم متصل می‌کند.

there are several rest areas along the throughway.

در طول مسیر اصلی چندین منطقه استراحت وجود دارد.

construction on the throughway caused delays.

ساخت و ساز در مسیر اصلی باعث تاخیر شد.

traffic signs are posted along the throughway.

علائم ترافیکی در طول مسیر اصلی نصب شده اند.

driving on the throughway is usually faster.

رانندگی در مسیر اصلی معمولاً سریعتر است.

the throughway is well-maintained by the state.

مسیر اصلی توسط دولت به خوبی نگهداری می شود.

she prefers the throughway for long-distance travel.

او ترجیح می دهد برای سفرهای طولانی از مسیر اصلی استفاده کند.

emergency services are always available on the throughway.

خدمات اورژانس همیشه در مسیر اصلی در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید