throwers

[ایالات متحده]/ˈθrəʊəz/
[بریتانیا]/ˈθroʊərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که پرتاب می‌کند؛ دستگاهی که برای پرتاب استفاده می‌شود؛ کارگری که خاک رس را به گلدان شکل می‌دهد؛ (Thrower) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

javelin throwers

پرتابگران وزنه جavelin

discus throwers

پرتابگران دیسک

shot put throwers

پرتابگران سنگ

hammer throwers

پرتابگران چکش

baseball throwers

پرتابگران بیس بال

softball throwers

پرتابگران سافت بال

football throwers

پرتابگران فوتبال

ultimate throwers

پرتابگران ultimate

frisbee throwers

پرتابگران frisbee

water balloon throwers

پرتابگران بادکنک آب

جملات نمونه

the team has several skilled throwers.

تیم دارای چندین پرتابگر ماهر است.

throwers need to practice their technique regularly.

پرتابگران باید به طور منظم تکنیک خود را تمرین کنند.

in track and field, throwers compete in various events.

در دو و میدانی، پرتابگران در مسابقات مختلف شرکت می کنند.

throwers often use specialized equipment for better performance.

پرتابگران اغلب برای عملکرد بهتر از تجهیزات تخصصی استفاده می کنند.

coaches help throwers improve their strength and accuracy.

مربیان به پرتابگران کمک می کنند تا قدرت و دقت خود را بهبود بخشند.

many throwers focus on their mental game as well.

بسیاری از پرتابگران همچنین بر روی بازی ذهنی خود تمرکز می کنند.

throwers must be aware of their body mechanics.

پرتابگران باید از مکانیک بدن خود آگاه باشند.

some throwers participate in national competitions.

برخی از پرتابگران در مسابقات ملی شرکت می کنند.

throwers often share tips and techniques with each other.

پرتابگران اغلب نکات و تکنیک ها را با یکدیگر به اشتراک می گذارند.

throwers can benefit from watching their own performance videos.

پرتابگران می توانند از تماشای فیلم های عملکرد خود بهره مند شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید