purposeless thuggery and vandalism.
خشونت و خرابکاری بیهدف
But the strategic implications of his thuggery look no less dire for being, in all likelihood, unplanned.
اما پیامدهای استراتژیک اعمال زور و خشونت او، با وجود اینکه به احتمال زیاد غیرمنتظره بوده است، کمتر نگران کننده به نظر نمی رسد.
منبع: The Economist (Summary)If the king's offhand thuggery became an archetype, so did his belated fear: fear of the man who will not be cowed.
اگر اعمال زور و خشونت ناگهانی پادشاه به یک الگوی رفتاری تبدیل شد، ترس دیررس او نیز همینطور بود: ترس از مردی که رام نخواهد شد.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید