thumbprint

[ایالات متحده]/'θʌmprɪnt/
[بریتانیا]/'θʌmprɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثر انگشت شست، ویژگی خاص.

جملات نمونه

it has an individuality and thumbprint of its own.

دارای یک ویژگی و اثر انگشت منحصر به فرد خود است.

The thumbprint on the document matched the suspect's.

اثر انگشت روی سند با اثر انگشت مظنون مطابقت داشت.

She used her thumbprint to unlock her phone.

او از اثر انگشت خود برای باز کردن قفل تلفن خود استفاده کرد.

The security system requires a thumbprint for access.

سیستم امنیتی برای دسترسی به اثر انگشت نیاز دارد.

He left his thumbprint on the wet paint.

او اثر انگشت خود را روی رنگ خیس گذاشت.

The artist signed the painting with his thumbprint.

هنرمند نقاشی را با اثر انگشت خود امضا کرد.

The detective found a thumbprint at the crime scene.

مامور پلیس یک اثر انگشت در صحنه جرم پیدا کرد.

To access the vault, you need to scan your thumbprint.

برای دسترسی به خزانه، باید اثر انگشت خود را اسکن کنید.

The thumbprint sensor provides added security to the device.

سنسور اثر انگشت امنیت بیشتری را برای دستگاه فراهم می کند.

She used her thumbprint to verify her identity.

او از اثر انگشت خود برای تأیید هویت خود استفاده کرد.

The criminal was identified by his thumbprint left at the scene.

جنایتکار با اثر انگشت او که در صحنه رها شده بود، شناسایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید