handprint

[ایالات متحده]/'hændprɪnt/
[بریتانیا]/'hændprɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثر باقی مانده از دست

عبارات و ترکیب‌ها

leave a handprint

گذاشتن اثر دست

جملات نمونه

The handprint on the window indicated someone had tried to open it.

چاپ دست روی شیشه نشان می‌داد که کسی سعی کرده آن را باز کند.

The detective found a handprint at the crime scene.

مامور پلیس یک چاپ دست در صحنه جرم پیدا کرد.

She left her handprint in the wet cement as a memory of their love.

او به عنوان یادگاری از عشقشان، چاپ دست خود را در سیمان خیس جا گذاشت.

The artist signed the painting with his handprint.

هنرمند نقاشی را با چاپ دست خود امضا کرد.

The child proudly showed off his colorful handprints from art class.

کودک با افتخار دست‌های رنگارنگ خود را از کلاس هنر به نمایش گذاشت.

The handprint matched the suspect's, confirming his presence at the crime scene.

چاپ دست با چاپ دست مظنون مطابقت داشت و حضور او را در صحنه جرم تأیید کرد.

The cave walls were covered in ancient handprints from early humans.

دیوارهای غار با چاپ‌های دست باستانی انسان‌های اولیه پوشیده شده بود.

She traced her handprint on the foggy glass window.

او چاپ دست خود را روی شیشه بخار گرفته ردیابی کرد.

The handprint on the doorknob suggested someone had recently used it.

چاپ دست روی دستگیره در نشان می‌داد که کسی اخیراً از آن استفاده کرده است.

The forensic team lifted the handprint from the murder weapon for analysis.

تیم پزشکی قانونی برای تجزیه و تحلیل، چاپ دست را از سلاح قتل برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید