thwarters

[ایالات متحده]/ˈθwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈθwɔrtər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که مانع یا جلوگیری از وقوع چیزی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

thwarter of plans

تیرانداز نقشه‌ها

thwarter of progress

تیرانداز پیشرفت

thwarter of success

تیرانداز موفقیت

thwarter of change

تیرانداز تغییر

thwarter of growth

تیرانداز رشد

thwarter of dreams

تیرانداز رویاها

thwarter of ideas

تیرانداز ایده‌ها

thwarter of innovation

تیرانداز نوآوری

thwarter of happiness

تیرانداز خوشبختی

thwarter of freedom

تیرانداز آزادی

جملات نمونه

the hero became a thwarter of evil plans.

قهرمان به یک خنثی‌کننده نقشه‌های شیطانی تبدیل شد.

his actions were seen as a thwarter of progress.

اقدامات او به عنوان یک خنثی‌کننده پیشرفت تلقی می‌شد.

the thwarter of the scheme was praised by many.

خنثی‌کننده طرح مورد تحسین بسیاری قرار گرفت.

she acted as a thwarter during the negotiations.

او در طول مذاکرات به عنوان یک خنثی‌کننده عمل کرد.

his thwarter role in the project was crucial.

نقش خنثی‌کنندگی او در پروژه بسیار مهم بود.

the thwarter of the attack was identified quickly.

خنثی‌کننده حمله به سرعت شناسایی شد.

they viewed him as a thwarter of their ambitions.

آنها او را به عنوان یک خنثی‌کننده جاه‌طلبی‌هایشان می‌دیدند.

in the story, the thwarter saves the day.

در داستان، خنثی‌کننده روز را نجات می‌دهد.

the thwarter of the plan had a clever strategy.

خنثی‌کننده طرح یک استراتژی هوشمندانه داشت.

being a thwarter isn't always a bad thing.

خنثی‌کننده بودن همیشه چیز بدی نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید