thwarter of plans
تیرانداز نقشهها
thwarter of progress
تیرانداز پیشرفت
thwarter of success
تیرانداز موفقیت
thwarter of change
تیرانداز تغییر
thwarter of growth
تیرانداز رشد
thwarter of dreams
تیرانداز رویاها
thwarter of ideas
تیرانداز ایدهها
thwarter of innovation
تیرانداز نوآوری
thwarter of happiness
تیرانداز خوشبختی
thwarter of freedom
تیرانداز آزادی
the hero became a thwarter of evil plans.
قهرمان به یک خنثیکننده نقشههای شیطانی تبدیل شد.
his actions were seen as a thwarter of progress.
اقدامات او به عنوان یک خنثیکننده پیشرفت تلقی میشد.
the thwarter of the scheme was praised by many.
خنثیکننده طرح مورد تحسین بسیاری قرار گرفت.
she acted as a thwarter during the negotiations.
او در طول مذاکرات به عنوان یک خنثیکننده عمل کرد.
his thwarter role in the project was crucial.
نقش خنثیکنندگی او در پروژه بسیار مهم بود.
the thwarter of the attack was identified quickly.
خنثیکننده حمله به سرعت شناسایی شد.
they viewed him as a thwarter of their ambitions.
آنها او را به عنوان یک خنثیکننده جاهطلبیهایشان میدیدند.
in the story, the thwarter saves the day.
در داستان، خنثیکننده روز را نجات میدهد.
the thwarter of the plan had a clever strategy.
خنثیکننده طرح یک استراتژی هوشمندانه داشت.
being a thwarter isn't always a bad thing.
خنثیکننده بودن همیشه چیز بدی نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید