tibet

[ایالات متحده]/tɪˈbɛt/
[بریتانیا]/tɪˈbɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای در آسیای مرکزی که به خاطر فرهنگ و جغرافیای منحصر به فردش شناخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

tibet culture

فرهنگ تبت

tibet travel

سفر به تبت

tibet plateau

دشت تبت

tibet history

تاریخ تبت

tibet buddhism

بودیسم تبت

tibet landscape

مناظر طبیعی تبت

tibet people

مردم تبت

tibet politics

سیاست تبت

tibet environment

محیط زیست تبت

tibet art

هنر تبت

جملات نمونه

tibet is known for its stunning landscapes.

تibet به خاطر مناظر خیره کننده اش معروف است.

many travelers dream of visiting tibet.

بسیاری از مسافران رویای بازدید از تibet را دارند.

the culture of tibet is rich and diverse.

فرهنگ تibet غنی و متنوع است.

tibet is home to many ancient monasteries.

تibet میزبان بسیاری از صومعه‌های باستانی است.

i want to learn more about tibetan history.

می‌خواهم بیشتر در مورد تاریخ تibet بدانم.

the people of tibet are known for their hospitality.

مردم تibet به خاطر مهمان نوازی معروف هستند.

trekking in tibet offers breathtaking views.

پیاده‌روی در تibet مناظر خیره‌کننده ارائه می‌دهد.

tibet's unique wildlife attracts many researchers.

حیات وحش منحصر به فرد تibet بسیاری از محققان را جذب می‌کند.

the cuisine of tibet features hearty dishes.

غذاهای سنتی و مقوی از ویژگی‌های آشپزی تibet هستند.

visiting tibet can be a life-changing experience.

بازدید از تibet می‌تواند تجربه‌ای متحول کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید