monastery

[ایالات متحده]/'mɒnəst(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'mɑnəstɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی یا ساختمان‌هایی که توسط جامعه‌ای از راهبان که تحت نذرهای مذهبی زندگی می‌کنند، اشغال شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

Buddhist monastery

معبد بودایی

Ancient monastery

صومعه باستانی

Remote monastery

صومعه دورافتاده

Meditative monastery

صومعه‌ای برای مراقبه

جملات نمونه

the monastery was a peaceful place.

صومعه مکانی آرام بود.

the monastery was several three-storey buildings.

صومعه شامل چندین ساختمان سه طبقه بود.

the monastery was founded in 1665.

صومعه در سال 1665 تأسیس شد.

asceticism practiced in a monastery.

سنت‌های گوشه‌گیری که در یک صومعه انجام می‌شود.

the monastery was where the Brothers would cloister themselves to meditate.

صومعه جایی بود که برادران برای مراقبه خود را در آن حبس می کردند.

Westminster was refounded as a Benedictine monastery under Mary Tudor.

وست‌مینستر تحت حکومت مری تودور به عنوان یک صومعه بندیکتین دوباره تأسیس شد.

After 15 years in a monastery, he got a job in the outside world. It was quite a shock for him.

پس از 15 سال در یک صومعه، او شغل خود را در دنیای بیرون پیدا کرد. این برای او بسیار شوک آور بود.

Zhang Ming Dynasty desert Qilu a "drug Ling Monastery" wrote: "cool whitlow temple town, lonely village of the total tobacco o-Mo.

ژانگ سلسله مینگ صحرای قیلو یک "صومعه داروی لینگ" نوشت: "شهر معبد خنک و کوچک، روستای تنها با تنباکوی کل ا-مو."

In full agreement with his abbot, Columban zealously practiced the severe discipline of the monastery, leading a life of prayer, ascesis and study.

با راهب خود کاملاً موافق، کلمبان با جدیت انضباط سخت‌گیرانه صومعه را تمرین کرد و زندگی‌ای از دعا، طلب و مطالعه داشت.

These descriptions of hell, very gorily scaring even painted, you will see on the monastery wall, those are skillful means.

این توصیفات جهنم، بسیار ترسناک و حتی ترسناک، که روی دیوار صومعه نقاشی شده است، روشی ماهرانه است.

It is certain that this monastery, which had a grand air, both as a church and as a seignory;that abbatial palace, where the bishops of Paris counted themselves happy if they could pass the night;

قطعا این صومعه که هم به عنوان یک کلیسا و هم به عنوان یک املاک بزرگ، هوای باشکوهی داشت؛ آن کاخ اسقفی، که اسقف‌های پاریس خوشحال بودند اگر بتوانند شب را در آنجا بگذرانند;

Lamas in Labrang Monastery not only played Yiajia, rassling, Carry stone, but also played modern games, such as football, basketball, badminton and long jump.

لاماها در صومعه لابرنگ نه تنها بازی‌های یاجیا، کشتی، حمل سنگ، بلکه بازی‌های مدرن مانند فوتبال، بسکتبال، بدمینتون و پرش طول را نیز بازی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید