tightnesses

[ایالات متحده]/ˈtaɪtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtaɪtnəsɪz/

ترجمه

n. حالت تنگ یا به طور نزدیک مناسب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

muscle tightnesses

سفت شدن عضلات

joint tightnesses

سفت شدن مفاصل

chest tightnesses

سفت شدن قفسه سینه

abdominal tightnesses

سفت شدن شکم

emotional tightnesses

سفت شدن عاطفی

stress tightnesses

سفت شدن ناشی از استرس

back tightnesses

سفت شدن کمر

neck tightnesses

سفت شدن گردن

throat tightnesses

سفت شدن گلو

muscular tightnesses

سفت شدن عضلانی

جملات نمونه

she felt the tightnesses in her chest during the stressful meeting.

او در طول جلسه استرس‌زا، احساس سفتی در قفسه سینه خود کرد.

the doctor explained the tightnesses could be due to anxiety.

پزشک توضیح داد که این سفتی‌ها ممکن است به دلیل اضطراب باشد.

he experienced tightnesses in his muscles after the workout.

او پس از تمرین، سفتی در عضلات خود تجربه کرد.

yoga can help relieve tightnesses in the body.

یوگا می‌تواند به رفع سفتی در بدن کمک کند.

she noticed tightnesses in her back after sitting for too long.

او پس از نشستن برای مدت طولانی، سفتی در کمر خود متوجه شد.

regular stretching can reduce tightnesses in the legs.

کششی منظم می‌تواند سفتی در پاها را کاهش دهد.

tightnesses in the throat may indicate an allergic reaction.

سفتی در گلو ممکن است نشان دهنده واکنش آلرژیک باشد.

she used a foam roller to relieve tightnesses in her muscles.

او از یک غلتک فوم برای رفع سفتی در عضلات خود استفاده کرد.

he sought treatment for the tightnesses in his shoulders.

او برای درمان سفتی در شانه‌های خود اقدام کرد.

after the massage, the tightnesses in her body were gone.

پس از ماساژ، سفتی در بدنش از بین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید