timbales

[ایالات متحده]/tɪmˈbɑːleɪz/
[بریتانیا]/tɪmˈbɑːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از طبل‌های کم‌عمق با یک سر که با چوب بازی می‌شوند و در موسیقی لاتین استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

play timbales

اجرای تیمبالس

timbales solo

سوی تيمبالس

timbales rhythm

ریتم تيمبالس

timbales player

نوازنده تیمبالس

timbales music

موسیقی تيمبالس

timbales set

ست تیمبالس

timbales beats

ضربات تیمبالس

timbales style

سبک تیمبالس

timbales sound

صدای تیمبالس

timbales band

گروه تیمبالس

جملات نمونه

he played the timbales in the salsa band.

او تیمبالس را در گروه سالسا می‌نواخت.

the timbales added a vibrant rhythm to the song.

تیمبالس ریتمی پر جنب و جوش به آهنگ اضافه کرد.

she learned to play the timbales during her music class.

او در طول کلاس موسیقی خود یاد گرفت که چگونه تیمبالس بزند.

his passion for timbales grew after attending the concert.

اشتیاق او به تیمبالس پس از شرکت در کنسرت بیشتر شد.

the timbales are essential in latin music.

تیمبالس در موسیقی لاتین ضروری است.

she showcased her skills on the timbales at the festival.

او مهارت‌های خود را در نواختن تیمبالس در جشنواره به نمایش گذاشت.

he bought a new set of timbales for his performances.

او یک مجموعه جدید تیمبالس برای اجراهای خود خرید.

the sound of the timbales filled the room with energy.

صدای تیمبالس اتاق را پر از انرژی کرد.

they practiced the timbales every day to improve their technique.

آنها هر روز برای بهبود تکنیک خود تیمبالس تمرین می‌کردند.

the timbales are often featured in percussion ensembles.

تیمبالس اغلب در گروه‌های کوبه‌ای به چشم می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید