| جمع | timpanists |
professional timpanist
نوازنده طبل بزرگ حرفهای
talented timpanist
نوازنده طبل بزرگ با استعداد
skilled timpanist
نوازنده طبل بزرگ ماهر
famous timpanist
نوازنده طبل بزرگ مشهور
young timpanist
نوازنده طبل بزرگ جوان
experienced timpanist
نوازنده طبل بزرگ با تجربه
local timpanist
نوازنده طبل بزرگ محلی
renowned timpanist
نوازنده طبل بزرگ مشهور
orchestral timpanist
نوازنده طبل بزرگ ارکسترال
solo timpanist
نوازنده طبل بزرگ سولو
the timpanist played a crucial role in the orchestra.
نوازنده تیمپانی نقش مهمی در ارکستر ایفا کرد.
during the concert, the timpanist showcased their skills.
در طول کنسرت، نوازنده تیمپانی مهارتهای خود را به نمایش گذاشت.
the timpanist needs to maintain a steady rhythm.
نوازنده تیمپانی باید ریتم ثابتی را حفظ کند.
she aspired to become a professional timpanist.
او به دنبال تبدیل شدن به نوازنده تیمپانی حرفهای بود.
the timpanist tuned their drums before the performance.
نوازنده تیمپانی قبل از اجرا سازهای خود را کوک کرد.
many composers write specific parts for the timpanist.
بسیاری از آهنگسازان قطعات خاصی برای نوازنده تیمپانی مینویسند.
the timpanist collaborated closely with the conductor.
نوازنده تیمپانی به طور نزدیک با رهبر ارکستر همکاری کرد.
in the symphony, the timpanist added depth to the sound.
در سمفونی، نوازنده تیمپانی عمق بیشتری به صدا بخشید.
the timpanist's performance received a standing ovation.
اجای نوازنده تیمپانی با تشویق ایستادهای مورد استقبال قرار گرفت.
learning to play the timpani requires dedication from the timpanist.
یادگیری نواختن تیمپانی نیاز به تعهد از سوی نوازنده تیمپانی دارد.
professional timpanist
نوازنده طبل بزرگ حرفهای
talented timpanist
نوازنده طبل بزرگ با استعداد
skilled timpanist
نوازنده طبل بزرگ ماهر
famous timpanist
نوازنده طبل بزرگ مشهور
young timpanist
نوازنده طبل بزرگ جوان
experienced timpanist
نوازنده طبل بزرگ با تجربه
local timpanist
نوازنده طبل بزرگ محلی
renowned timpanist
نوازنده طبل بزرگ مشهور
orchestral timpanist
نوازنده طبل بزرگ ارکسترال
solo timpanist
نوازنده طبل بزرگ سولو
the timpanist played a crucial role in the orchestra.
نوازنده تیمپانی نقش مهمی در ارکستر ایفا کرد.
during the concert, the timpanist showcased their skills.
در طول کنسرت، نوازنده تیمپانی مهارتهای خود را به نمایش گذاشت.
the timpanist needs to maintain a steady rhythm.
نوازنده تیمپانی باید ریتم ثابتی را حفظ کند.
she aspired to become a professional timpanist.
او به دنبال تبدیل شدن به نوازنده تیمپانی حرفهای بود.
the timpanist tuned their drums before the performance.
نوازنده تیمپانی قبل از اجرا سازهای خود را کوک کرد.
many composers write specific parts for the timpanist.
بسیاری از آهنگسازان قطعات خاصی برای نوازنده تیمپانی مینویسند.
the timpanist collaborated closely with the conductor.
نوازنده تیمپانی به طور نزدیک با رهبر ارکستر همکاری کرد.
in the symphony, the timpanist added depth to the sound.
در سمفونی، نوازنده تیمپانی عمق بیشتری به صدا بخشید.
the timpanist's performance received a standing ovation.
اجای نوازنده تیمپانی با تشویق ایستادهای مورد استقبال قرار گرفت.
learning to play the timpani requires dedication from the timpanist.
یادگیری نواختن تیمپانی نیاز به تعهد از سوی نوازنده تیمپانی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید