tincturing

[ایالات متحده]/ˈtɪŋktʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪŋktʃərɪŋ/

ترجمه

n. تنتور؛ محلول دارویی در الکل
v. رنگ کردن یا رنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

tincturing herbs

تینکتور کردن گیاهان دارویی

tincturing solutions

تینکتور کردن محلول‌ها

tincturing process

فرآیند تینکتور کردن

tincturing plants

تینکتور کردن گیاهان

tincturing alcohol

تینکتور کردن الکل

tincturing method

روش تینکتور کردن

tincturing mixtures

تینکتور کردن مخلوط‌ها

tincturing techniques

تکنیک‌های تینکتور کردن

tincturing extracts

تینکتور کردن عصاره‌ها

tincturing oils

تینکتور کردن روغن‌ها

جملات نمونه

she is tincturing herbs for her homemade remedies.

او در حال تهیه عصاره گیاهان دارویی برای درمان‌های خانگی خود است.

the tincturing process requires careful measurement of ingredients.

فرآیند تهیه عصاره نیاز به اندازه‌گیری دقیق مواد دارد.

he learned the art of tincturing from his grandmother.

او هنر تهیه عصاره را از مادربزرگش آموخت.

tincturing can enhance the potency of medicinal plants.

تهیه عصاره می‌تواند قدرت گیاهان دارویی را افزایش دهد.

she spent the afternoon tincturing various flowers.

او بعد از ظهر را به تهیه عصاره انواع گل‌ها گذراند.

proper tincturing requires knowledge of extraction methods.

تهیه عصاره مناسب نیاز به دانش روش‌های استخراج دارد.

the tincturing technique has been used for centuries.

این تکنیک تهیه عصاره برای قرن‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.

he prefers tincturing over other forms of herbal preparation.

او ترجیح می‌دهد عصاره‌گیری را به سایر روش‌های تهیه گیاهان دارویی ترجیح دهد.

after tincturing, the liquid is strained to remove solids.

پس از تهیه عصاره، مایع صاف می‌شود تا مواد جامد از بین بروند.

many people find tincturing to be a rewarding hobby.

بسیاری از مردم تهیه عصاره را به عنوان یک سرگرمی مفید می‌دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید