tinges

[ایالات متحده]/ˈtɪn.dʒɪz/
[بریتانیا]/ˈtɪn.dʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درجه خفیف از رنگ یا کیفیت

عبارات و ترکیب‌ها

faint tinges

طعم‌های کمرنگ

subtle tinges

طعم‌های ظریف

dark tinges

طعم‌های تیره

bright tinges

طعم‌های روشن

red tinges

طعم‌های قرمز

green tinges

طعم‌های سبز

blue tinges

طعم‌های آبی

golden tinges

طعم‌های طلایی

pink tinges

طعم‌های صورتی

yellow tinges

طعم‌های زرد

جملات نمونه

the sunset tinges the sky with shades of orange and pink.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های نارنجی و صورتی رنگ می‌آمیزد.

her voice tinges the conversation with a sense of nostalgia.

صدای او مکالمه را با حس نوستالژی رنگ می‌آمیزد.

the painting is tinged with emotions of sorrow and joy.

نقاشی با احساسات غم و شادی رنگ گرفته است.

the music tinges the atmosphere with a feeling of excitement.

موسیقی با احساسی از هیجان، فضای هوا را رنگ می‌آمیزد.

his words were tinged with sarcasm.

کلمات او با طعنه آمیخته شده بودند.

the leaves were tinged with the colors of autumn.

برگ‌ها با رنگ‌های پاییز رنگ گرفته بودند.

her smile tinges the room with warmth.

لبخند او اتاق را با گرما رنگ می‌آمیزد.

the story is tinged with elements of fantasy.

داستان با عناصری از فانتزی رنگ گرفته است.

his laughter tinges the gathering with joy.

خنده او گردهمایی را با شادی رنگ می‌آمیزد.

the news was tinged with a sense of urgency.

اخبار با احساسی از فوریت رنگ آمیزی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید