tinkies

[ایالات متحده]/['tinki]/
[بریتانیا]/['tinki]/

ترجمه

n. DINK (دو درآمد، بدون فرزند)

عبارات و ترکیب‌ها

tinkies are fun

تینکیز سرگرم کننده هستند

tinkies for everyone

تینکیز برای همه

tinkies and treats

تینکیز و خوراکی‌ها

tinkies in stock

تینکیز در انبار

tinkies party time

تینکیز زمان جشن

tinkies on sale

تینکیز در حراج

tinkies for kids

تینکیز برای کودکان

tinkies and smiles

تینکیز و لبخند

tinkies all around

تینکیز در همه جا

tinkies in hand

تینکیز در دست

جملات نمونه

i bought some tinkies for the party.

من تعدادی تینکی برای مهمانی خریدم.

the kids love eating tinkies after school.

بچه ها عاشق خوردن تینکی بعد از مدرسه هستند.

she decorated the cake with colorful tinkies.

او کیک را با تینکی های رنگارنگ تزئین کرد.

we will make tinkies for the bake sale.

ما تینکی برای فروش شیرینی درست خواهیم کرد.

he always brings tinkies to share with his friends.

او همیشه تینکی می آورد تا با دوستانش به اشتراک بگذارد.

the recipe calls for various types of tinkies.

دستور غذا انواع مختلفی از تینکی را لازم دارد.

after dinner, we enjoyed some tinkies together.

بعد از شام، ما از خوردن تینکی با هم لذت بردیم.

she has a collection of unique tinkies from around the world.

او مجموعه ای از تینکی های منحصر به فرد از سراسر جهان دارد.

they served tinkies as a dessert option.

آنها تینکی را به عنوان گزینه دسر سرو کردند.

my favorite tinkies are chocolate-covered ones.

من بیشتر از همه تینکی های پوشیده شده با شکلات را دوست دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید