| جمع | tinners |
tinner job
کار تینیری
tinner tools
ابزارهای تینیری
tinner plate
صفحه تینیری
tinner work
کار تینیری
tinner craft
هنر تینیری
tinner shop
فروشگاه تینیری
tinner company
شرکت تینیری
tinner project
پروژه تینیری
tinner supply
تامین تینیری
the tinner repaired the old can with great skill.
تینر با مهارت فراوان قوطی قدیمی را تعمیر کرد.
she hired a tinner to make custom metal pieces.
او یک تینر استخدام کرد تا قطعات فلزی سفارشی بسازد.
the tinner's workshop was filled with tools and materials.
کارگاه تینر پر از ابزار و مواد بود.
after the storm, the tinner was busy fixing roofs.
بعد از طوفان، تینر مشغول تعمیر سقفها بود.
the tinner taught me how to solder metal sheets.
تینر به من یاد داد که چگونه ورقههای فلزی را لحیم کنم.
his father was a skilled tinner who passed down his trade.
پدرش یک تینر ماهر بود که تجارت خود را به او منتقل کرد.
the tinner used a variety of techniques to create art.
تینر از تکنیکهای مختلف برای خلق هنر استفاده کرد.
many tinners specialize in making decorative items.
بسیاری از تینرها در ساخت اقلام تزئینی تخصص دارند.
he learned the trade of a tinner from his grandfather.
او تجارت یک تینر را از پدربزرگش یاد گرفت.
at the fair, a tinner displayed his handcrafted wares.
در نمایشگاه، یک تینر کالاهای دست ساز خود را به نمایش گذاشت.
tinner job
کار تینیری
tinner tools
ابزارهای تینیری
tinner plate
صفحه تینیری
tinner work
کار تینیری
tinner craft
هنر تینیری
tinner shop
فروشگاه تینیری
tinner company
شرکت تینیری
tinner project
پروژه تینیری
tinner supply
تامین تینیری
the tinner repaired the old can with great skill.
تینر با مهارت فراوان قوطی قدیمی را تعمیر کرد.
she hired a tinner to make custom metal pieces.
او یک تینر استخدام کرد تا قطعات فلزی سفارشی بسازد.
the tinner's workshop was filled with tools and materials.
کارگاه تینر پر از ابزار و مواد بود.
after the storm, the tinner was busy fixing roofs.
بعد از طوفان، تینر مشغول تعمیر سقفها بود.
the tinner taught me how to solder metal sheets.
تینر به من یاد داد که چگونه ورقههای فلزی را لحیم کنم.
his father was a skilled tinner who passed down his trade.
پدرش یک تینر ماهر بود که تجارت خود را به او منتقل کرد.
the tinner used a variety of techniques to create art.
تینر از تکنیکهای مختلف برای خلق هنر استفاده کرد.
many tinners specialize in making decorative items.
بسیاری از تینرها در ساخت اقلام تزئینی تخصص دارند.
he learned the trade of a tinner from his grandfather.
او تجارت یک تینر را از پدربزرگش یاد گرفت.
at the fair, a tinner displayed his handcrafted wares.
در نمایشگاه، یک تینر کالاهای دست ساز خود را به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید