tinsmith

[ایالات متحده]/ˈtɪn.smɪθ/
[بریتانیا]/ˈtɪn.smɪθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اشیاء ساخته شده از قلع را می‌سازد یا تعمیر می‌کند
Word Forms
جمعtinsmiths

عبارات و ترکیب‌ها

tinsmith shop

کارگاه آهنگری قلع

tinsmith tools

ابزارهای آهنگری قلع

tinsmith work

کارهای آهنگری قلع

tinsmith trade

حرفه آهنگری قلع

tinsmith skills

مهارت‌های آهنگری قلع

tinsmith crafts

هنر و صنعت آهنگری قلع

tinsmith profession

حرفه آهنگری قلع

tinsmith techniques

تکنیک‌های آهنگری قلع

tinsmith materials

مواد اولیه آهنگری قلع

tinsmith apprentice

شاگرد آهنگر قلع

جملات نمونه

the tinsmith crafted a beautiful lantern for the festival.

صندوق‌دار مهارتي فانوس زيبايي براي جشنواره ساخت.

my grandfather was a skilled tinsmith in his youth.

پدربزرگم در جواني يك صندوق‌دار ماهر بود.

the tinsmith repaired the old water jug with care.

صندوق‌دار با دقت پارچ آب قديمي را تعمیر کرد.

she admired the tinsmith's intricate designs on the metalwork.

او از طرح‌های پیچیده صندوق‌دار روی کار فلزی تحسین کرد.

the local tinsmith is known for his unique creations.

صندوق‌دار محلی به خاطر آثار منحصر به فردش شناخته شده است.

they visited the tinsmith to learn about traditional techniques.

آنها برای یادگیری در مورد تکنیک‌های سنتی از صندوق‌دار دیدن کردند.

a tinsmith's workshop can be a fascinating place to explore.

کارگاه صندوق‌دار می‌تواند مکانی جذاب برای اکتشاف باشد.

he decided to become a tinsmith after watching a demonstration.

او پس از تماشای یک نمایش تصمیم گرفت صندوق‌دار شود.

the tinsmith used a variety of tools to shape the metal.

صندوق‌دار از ابزارهای مختلف برای شکل دادن به فلز استفاده کرد.

in the past, a tinsmith was essential for household items.

در گذشته، یک صندوق‌دار برای وسایل منزل ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید