tirolese

[ایالات متحده]/ˌtɪrəˈleɪz/
[بریتانیا]/ˌtɪrəˈliːz/

ترجمه

n. یک نوع از تیروئل

عبارات و ترکیب‌ها

tirolese style

سبک تیرولزی

tirolese music

موسیقی تیرولزی

tirolese dance

رقص تیرولزی

tirolese cuisine

آشپزی تیرولزی

tirolese hat

کلاه تیرولزی

tirolese landscape

مناظر طبیعی تیرولزی

tirolese festival

جشنواره تیرولزی

tirolese heritage

میراث تیرولزی

tirolese tradition

آداب و رسوم تیرولزی

tirolese culture

فرهنگ تیرولزی

جملات نمونه

he wore a tirolese hat during the festival.

او یک کلاه تیرولی در طول جشنواره پوشید.

the tirolese style is popular in alpine regions.

سبک تیرولی در مناطق آلپی محبوب است.

she decorated her room with tirolese motifs.

او اتاق خود را با نقوش تیرولی تزئین کرد.

they served tirolese cuisine at the restaurant.

آنها غذاهای تیرولی در رستوران سرو کردند.

the tirolese landscape is breathtaking.

مناظر طبیعی تیرول نفس‌گیر است.

he enjoys listening to tirolese folk music.

او از گوش دادن به موسیقی محلی تیرولی لذت می برد.

she bought a tirolese dress for the occasion.

او یک لباس تیرولی برای این مناسبت خرید.

the tirolese architecture reflects traditional alpine design.

معماری تیرولی بازتابی از طراحی سنتی آلپ است.

they enjoyed a tirolese dance performance.

آنها از یک اجرای رقص تیرولی لذت بردند.

we visited a tirolese village during our trip.

ما در طول سفر خود از یک دهکده تیرولی بازدید کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید