tittupping

[ایالات متحده]/ˈtɪtʌpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪtʌpɪŋ/

ترجمه

n. رفتار زنده؛ پرش؛ اعمال بی‌مورد
v. به طور زنده رفتار کردن؛ پرش کردن؛ جست و خیز کردن؛ به آرامی دویدن

عبارات و ترکیب‌ها

tittupping around

گشت و گذار در اطراف

tittupping along

همراه با گشت و گذار

tittupping about

در مورد گشت و گذار

tittupping here

گشت و گذار اینجا

tittupping there

گشت و گذار آنجا

tittupping free

گشت و گذار آزادانه

tittupping away

دور از گشت و گذار

tittupping time

زمان گشت و گذار

جملات نمونه

she enjoys tittupping around the garden in the spring.

او از قدم زدن و بازی کردن در باغ در فصل بهار لذت می برد.

the children were tittupping joyfully at the playground.

کودکان با خوشحالی در زمین بازی در حال قدم زدن و بازی کردن بودند.

he saw a bird tittupping on the branch.

او یک پرنده را در حال قدم زدن و بازی کردن روی شاخه دید.

they were tittupping in the field during the picnic.

آنها در طول پیک نیک در حال قدم زدن و بازی کردن در مزرعه بودند.

the dog was tittupping excitedly when it saw its owner.

وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان در حال قدم زدن و بازی کردن بود.

we could hear the kids tittupping down the hallway.

ما می توانستیم صدای بچه ها را در حال قدم زدن و بازی کردن در راهرو بشنویم.

she loves tittupping to her favorite music.

او عاشق قدم زدن و بازی کردن با موسیقی مورد علاقه اش است.

the rabbit was tittupping across the meadow.

خرگوش در حال قدم زدن و بازی کردن در سراسر چمنزار بود.

after the rain, the kids were tittupping in the puddles.

بعد از باران، بچه ها در حال قدم زدن و بازی کردن در چاله ها بودند.

he couldn't stop tittupping with excitement.

او نمی توانست جلوی قدم زدن و بازی کردن با هیجان را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید