tittupping around
گشت و گذار در اطراف
tittupping along
همراه با گشت و گذار
tittupping about
در مورد گشت و گذار
tittupping here
گشت و گذار اینجا
tittupping there
گشت و گذار آنجا
tittupping free
گشت و گذار آزادانه
tittupping away
دور از گشت و گذار
tittupping time
زمان گشت و گذار
she enjoys tittupping around the garden in the spring.
او از قدم زدن و بازی کردن در باغ در فصل بهار لذت می برد.
the children were tittupping joyfully at the playground.
کودکان با خوشحالی در زمین بازی در حال قدم زدن و بازی کردن بودند.
he saw a bird tittupping on the branch.
او یک پرنده را در حال قدم زدن و بازی کردن روی شاخه دید.
they were tittupping in the field during the picnic.
آنها در طول پیک نیک در حال قدم زدن و بازی کردن در مزرعه بودند.
the dog was tittupping excitedly when it saw its owner.
وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان در حال قدم زدن و بازی کردن بود.
we could hear the kids tittupping down the hallway.
ما می توانستیم صدای بچه ها را در حال قدم زدن و بازی کردن در راهرو بشنویم.
she loves tittupping to her favorite music.
او عاشق قدم زدن و بازی کردن با موسیقی مورد علاقه اش است.
the rabbit was tittupping across the meadow.
خرگوش در حال قدم زدن و بازی کردن در سراسر چمنزار بود.
after the rain, the kids were tittupping in the puddles.
بعد از باران، بچه ها در حال قدم زدن و بازی کردن در چاله ها بودند.
he couldn't stop tittupping with excitement.
او نمی توانست جلوی قدم زدن و بازی کردن با هیجان را بگیرد.
tittupping around
گشت و گذار در اطراف
tittupping along
همراه با گشت و گذار
tittupping about
در مورد گشت و گذار
tittupping here
گشت و گذار اینجا
tittupping there
گشت و گذار آنجا
tittupping free
گشت و گذار آزادانه
tittupping away
دور از گشت و گذار
tittupping time
زمان گشت و گذار
she enjoys tittupping around the garden in the spring.
او از قدم زدن و بازی کردن در باغ در فصل بهار لذت می برد.
the children were tittupping joyfully at the playground.
کودکان با خوشحالی در زمین بازی در حال قدم زدن و بازی کردن بودند.
he saw a bird tittupping on the branch.
او یک پرنده را در حال قدم زدن و بازی کردن روی شاخه دید.
they were tittupping in the field during the picnic.
آنها در طول پیک نیک در حال قدم زدن و بازی کردن در مزرعه بودند.
the dog was tittupping excitedly when it saw its owner.
وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان در حال قدم زدن و بازی کردن بود.
we could hear the kids tittupping down the hallway.
ما می توانستیم صدای بچه ها را در حال قدم زدن و بازی کردن در راهرو بشنویم.
she loves tittupping to her favorite music.
او عاشق قدم زدن و بازی کردن با موسیقی مورد علاقه اش است.
the rabbit was tittupping across the meadow.
خرگوش در حال قدم زدن و بازی کردن در سراسر چمنزار بود.
after the rain, the kids were tittupping in the puddles.
بعد از باران، بچه ها در حال قدم زدن و بازی کردن در چاله ها بودند.
he couldn't stop tittupping with excitement.
او نمی توانست جلوی قدم زدن و بازی کردن با هیجان را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید