tizzies

[ایالات متحده]/ˈtɪziːz/
[بریتانیا]/ˈtɪziːz/

ترجمه

n. هیجان یا تحریک شدید
adj. ایجاد صدای زنگ خفیف

عبارات و ترکیب‌ها

in a tizzy

در آشفتگی

tizzies over nothing

در آشفتگی به خاطر هیچ چیز

tizzies about plans

در آشفتگی در مورد برنامه ها

tizzies before events

در آشفتگی قبل از رویدادها

tizzies at work

در آشفتگی در محل کار

tizzies over deadlines

در آشفتگی به خاطر مهلت ها

tizzies during meetings

در آشفتگی در طول جلسات

tizzies before exams

در آشفتگی قبل از امتحان

جملات نمونه

she always gets in a tizzy before her big presentations.

او همیشه قبل از ارائه های بزرگ خود مضطرب می شود.

don't get in a tizzy; everything will be fine.

نگران نشو؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

he was in a tizzy trying to find his lost keys.

او در حال تلاش برای پیدا کردن کلیدهای گم شده‌اش مضطرب بود.

the kids were in a tizzy when they heard about the surprise party.

وقتی بچه‌ها درباره مهمانی غافلگیری شنیدند، مضطرب شدند.

she got herself in a tizzy over the wedding plans.

او در مورد برنامه های عروسی مضطرب شد.

he tends to get in a tizzy when dealing with deadlines.

وقتی صحبت از مهلت ها می شود، او معمولاً مضطرب می شود.

there's no need to get in a tizzy about the exam results.

دلیل برای مضطرب شدن در مورد نتایج امتحان وجود ندارد.

she was in a tizzy trying to organize her schedule.

او در حال تلاش برای سازماندهی برنامه زمانبندی خود مضطرب بود.

after hearing the news, he went into a tizzy.

بعد از شنیدن خبر، او مضطرب شد.

don't let the little things put you in a tizzy.

نگذارید مسائل کوچک شما را مضطرب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید