| جمع | toddies |
hot toddy
نوشیدنی گرم
toddy drink
نوشیدنی تادی
toddy recipe
دستور العمل تادی
spiked toddy
تادی الکلی
toddy mix
مخلوط تادی
toddy bar
بار تادی
toddy party
جشن تادی
toddy season
فصل تادی
toddy time
زمان تادی
classic toddy
تادی کلاسیک
she enjoyed a warm cup of toddy by the fireplace.
او از یک فنجان گرم تدی توسط شومینه لذت برد.
after a long day, a hot toddy is the perfect way to relax.
بعد از یک روز طولانی، یک تدی گرم راهی عالی برای آرامش است.
he made a traditional toddy with honey and lemon.
او یک تدی سنتی با عسل و لیمو درست کرد.
on cold nights, a spiced toddy warms you up.
در شبهای سرد، یک تدی معطر شما را گرم میکند.
they served toddy at the holiday party.
آنها تدی در مهمانی تعطیلات سرو کردند.
my grandmother always had a recipe for a soothing toddy.
مادربزرگ من همیشه یک دستور العمل برای یک تدی آرامش بخش داشت.
a hot toddy can help relieve cold symptoms.
یک تدی گرم میتواند به تسکین علائم سرماخوردگی کمک کند.
he prefers his toddy with a splash of whiskey.
او ترجیح میدهد تدی خود را با کمی ویسکی بنوشد.
they gathered around to share stories over a toddy.
آنها دور هم جمع شدند تا داستانهایی را در مورد تدی به اشتراک بگذارند.
she learned how to make a classic toddy from her mother.
او یاد گرفت که چگونه یک تدی کلاسیک را از مادرش درست کند.
hot toddy
نوشیدنی گرم
toddy drink
نوشیدنی تادی
toddy recipe
دستور العمل تادی
spiked toddy
تادی الکلی
toddy mix
مخلوط تادی
toddy bar
بار تادی
toddy party
جشن تادی
toddy season
فصل تادی
toddy time
زمان تادی
classic toddy
تادی کلاسیک
she enjoyed a warm cup of toddy by the fireplace.
او از یک فنجان گرم تدی توسط شومینه لذت برد.
after a long day, a hot toddy is the perfect way to relax.
بعد از یک روز طولانی، یک تدی گرم راهی عالی برای آرامش است.
he made a traditional toddy with honey and lemon.
او یک تدی سنتی با عسل و لیمو درست کرد.
on cold nights, a spiced toddy warms you up.
در شبهای سرد، یک تدی معطر شما را گرم میکند.
they served toddy at the holiday party.
آنها تدی در مهمانی تعطیلات سرو کردند.
my grandmother always had a recipe for a soothing toddy.
مادربزرگ من همیشه یک دستور العمل برای یک تدی آرامش بخش داشت.
a hot toddy can help relieve cold symptoms.
یک تدی گرم میتواند به تسکین علائم سرماخوردگی کمک کند.
he prefers his toddy with a splash of whiskey.
او ترجیح میدهد تدی خود را با کمی ویسکی بنوشد.
they gathered around to share stories over a toddy.
آنها دور هم جمع شدند تا داستانهایی را در مورد تدی به اشتراک بگذارند.
she learned how to make a classic toddy from her mother.
او یاد گرفت که چگونه یک تدی کلاسیک را از مادرش درست کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید