toiles

[ایالات متحده]/twɑːl/
[بریتانیا]/twɑɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پارچه پنبه‌ای چاپ شده; نوعی کتان سبک

عبارات و ترکیب‌ها

toile paper

کاغذ تایل

toile fabric

پارچه تایل

toile design

طراحی تایل

toile print

چاپ تایل

toile wallpaper

کاغذ دیواری تایل

toile curtain

پرده تایل

toile decor

دکور تایل

toile pattern

الگوی تایل

toile collection

کلکسیون تایل

جملات نمونه

he went to the toile to freshen up.

او برای تجدید قوا به توالت رفت.

make sure to flush the toile after use.

مطمئن شوید که بعد از استفاده توالت را بشویید.

she decorated the toile with beautiful flowers.

او توالت را با گل های زیبا تزئین کرد.

there is a sign on the toile door.

علائمی روی در توالت وجود دارد.

he forgot to lock the toile door.

او فراموش کرد که در توالت را قفل کند.

the toile was clean and well-maintained.

توالت تمیز و به خوبی نگهداری می شد.

she always carries hand sanitizer to the toile.

او همیشه ضدعفونی کننده دست به توالت می برد.

the toile paper is running low.

کاغذ توالت کم است.

he waited outside the toile for his turn.

او نوبت خود را در خارج از توالت منتظر ماند.

they installed a new toile in the house.

آنها یک توالت جدید در خانه نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید