toolhouse

[ایالات متحده]/ˈtuːlhaʊs/
[بریتانیا]/ˈtuːlhaʊs/

ترجمه

n. ساختمانی یا اتاقی که برای ذخیره ابزار استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

toolhouse storage

نگهداری ابزار

toolhouse organization

سازماندهی ابزار

toolhouse maintenance

نگهداری ابزارسرا

toolhouse inventory

موجودی ابزار

toolhouse supplies

تجهیزات ابزار

toolhouse setup

راه اندازی ابزارسرا

toolhouse design

طراحی ابزارسرا

toolhouse access

دسترسی به ابزارسرا

toolhouse construction

ساخت ابزارسرا

toolhouse renovation

بازسازی ابزارسرا

جملات نمونه

the carpenter stored his tools in the toolhouse.

نجار ابزارهای خود را در انباری ابزارها نگهداری کرد.

we need to organize the toolhouse to find what we need.

ما باید انباری ابزارها را سازماندهی کنیم تا آنچه نیاز داریم را پیدا کنیم.

the toolhouse was built to keep all the equipment safe.

انباری ابزارها برای ایمن نگه داشتن تمام تجهیزات ساخته شده است.

he spent the afternoon cleaning the toolhouse.

او بعد از ظهر را به تمیز کردن انباری ابزارها گذراند.

make sure to lock the toolhouse after use.

مطمئن شوید که بعد از استفاده انباری ابزارها را قفل کنید.

the toolhouse is located behind the garage.

انباری ابزارها پشت گاراژ قرار دارد.

she found a rare tool in the toolhouse.

او یک ابزار کمیاب در انباری ابزارها پیدا کرد.

they are planning to build a new toolhouse next year.

آنها قصد دارند سال آینده یک انباری ابزار جدید بسازند.

the toolhouse needs a fresh coat of paint.

انباری ابزارها به یک لایه رنگ جدید نیاز دارد.

he always keeps his tools in the toolhouse for easy access.

او همیشه ابزارهای خود را در انباری ابزارها برای دسترسی آسان نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید