tooling

[ایالات متحده]/ˈtuːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtuːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نصب ابزار ماشین
v. پردازش یا تولید با استفاده از ابزار

عبارات و ترکیب‌ها

design tooling

ابزار طراحی

manufacturing tooling

ابزار تولید

production tooling

ابزار تولید

custom tooling

ابزار سفارشی

tooling solutions

راه حل های ابزارسازی

tooling systems

سیستم های ابزارسازی

tooling design

طراحی ابزار

tooling process

فرآیند ابزارسازی

tooling equipment

تجهیزات ابزارسازی

tooling industry

صنعت ابزارسازی

جملات نمونه

we need to invest in better tooling for our production line.

ما باید در ابزارهای بهتر برای خط تولید خود سرمایه‌گذاری کنیم.

effective tooling can significantly reduce manufacturing costs.

ابزارهای موثر می‌توانند هزینه‌های تولید را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

he specializes in software tooling for developers.

او در زمینه ابزارهای نرم‌افزاری برای توسعه‌دهندگان تخصص دارد.

upgrading our tooling will improve product quality.

ارتقاء ابزارهای ما، کیفیت محصول را بهبود می‌بخشد.

they are exploring new tooling options for their project.

آنها در حال بررسی گزینه‌های جدید ابزار برای پروژه خود هستند.

tooling is essential for efficient workflow in manufacturing.

ابزارها برای گردش کار کارآمد در تولید ضروری هستند.

we are developing custom tooling to meet client needs.

ما در حال توسعه ابزارهای سفارشی برای پاسخگویی به نیازهای مشتری هستیم.

proper tooling can enhance the performance of machinery.

ابزارهای مناسب می‌توانند عملکرد ماشین‌آلات را افزایش دهند.

they invested in advanced tooling to stay competitive.

آنها برای حفظ رقابت، در ابزارهای پیشرفته سرمایه‌گذاری کردند.

tooling design is a crucial part of the engineering process.

طراحی ابزارها بخش مهمی از فرآیند مهندسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید