toothaches

[ایالات متحده]/ˈtuːθeɪks/
[بریتانیا]/ˈtuːθeɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد در یا دور یک دندان

عبارات و ترکیب‌ها

toothaches relief

تسکین دندان‌درد

toothaches treatment

درمان دندان‌درد

toothaches symptoms

علائم دندان‌درد

toothaches causes

دلایل دندان‌درد

toothaches home remedies

درمان‌های خانگی دندان‌درد

toothaches medication

داروهای دندان‌درد

toothaches prevention

جلوگیری از دندان‌درد

toothaches diagnosis

تشخیص دندان‌درد

toothaches advice

مشاوره در مورد دندان‌درد

toothaches discomfort

ناراحتی ناشی از دندان‌درد

جملات نمونه

toothaches can be very painful.

دندان‌دردها می‌توانند بسیار دردناک باشند.

i had to visit the dentist because of my toothache.

من مجبور شدم به دلیل دندان‌درد به دندانپزشک مراجعه کنم.

she took painkillers to relieve her toothache.

او برای تسکین دندان‌دردش مسکن مصرف کرد.

toothaches often occur at night.

دندان‌دردها اغلب در شب رخ می‌دهند.

he couldn't concentrate due to his toothache.

او به دلیل دندان‌درد نمی‌توانست تمرکز کند.

toothaches can be a sign of dental problems.

دندان‌دردها می‌توانند نشانه مشکلاتی دندانی باشند.

she complained about her recurring toothache.

او در مورد دندان‌درد مکررش شکایت کرد.

after eating sweets, my toothache got worse.

بعد از خوردن شیرینی، دندان‌درد من بدتر شد.

he experienced a toothache after the filling came out.

او بعد از افتادن پرکردگی دچار دندان‌درد شد.

toothaches can make it hard to eat.

دندان‌دردها می‌توانند خوردن را دشوار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید