tophus

[ایالات متحده]/ˈtɒfəs/
[بریتانیا]/ˈtoʊfəs/

ترجمه

n. رسوب بلورهای اورات در بافت‌ها، معمولاً مرتبط با نقرس؛ یک گره نقرسی؛ سنگ در غدد بزاقی یا دندان‌ها
شکل‌های واژه
جمعtophuss

عبارات و ترکیب‌ها

tophus removal

جدا کردن توفوس

tophus formation

تشکیل توفوس

tophus management

مدیریت توفوس

tophus diagnosis

تشخیص توفوس

tophus treatment

درمان توفوس

tophus incidence

شیوع توفوس

tophus size

اندازه توفوس

tophus pain

درد توفوس

tophus location

محل توفوس

tophus characteristics

ویژگی‌های توفوس

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with tophus formation in his joints.

پزشک او را به دلیل تشکیل توفوس در مفاصلش تشخیص داد.

tophus can cause significant pain and discomfort.

توفوس می‌تواند باعث درد و ناراحتی قابل توجهی شود.

he was advised to manage his diet to prevent tophus development.

به او توصیه شد تا از تغذیه خود برای جلوگیری از تشکیل توفوس مراقبت کند.

tophus can appear in various locations on the body.

توفوس می‌تواند در مکان‌های مختلف بدن ظاهر شود.

she experienced swelling due to tophus accumulation.

او به دلیل تجمع توفوس دچار تورم شد.

regular check-ups can help monitor tophus progression.

معاینات منظم می‌تواند به ردیابی پیشرفت توفوس کمک کند.

tophus can lead to joint deformities if untreated.

اگر درمان نشود، توفوس می‌تواند منجر به تغییر شکل مفاصل شود.

he learned about the effects of tophus on his health.

او در مورد اثرات توفوس بر سلامتی خود اطلاعاتی کسب کرد.

managing uric acid levels is crucial to prevent tophus.

کنترل سطح اسید اوریک برای جلوگیری از توفوس بسیار مهم است.

tophus removal may be necessary in severe cases.

در موارد شدید، برداشتن توفوس ممکن است ضروری باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید