tori

[ایالات متحده]/ˈtɔːraɪ/
[بریتانیا]/ˈtɔːraɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمعی از torus؛ یک سطح به شکل دونات؛ اصطلاح هندسی برای یک سطح توپی

عبارات و ترکیب‌ها

tori gate

دروازه توری

tori design

طراحی توری

tori style

سبک توری

tori art

هنر توری

tori festival

جشنواره توری

tori symbol

نماد توری

tori structure

ساختار توری

tori culture

فرهنگ توری

tori tradition

آد و رسوم توری

tori shrine

معبد توری

جملات نمونه

he decided to adopt a tori from the shelter.

او تصمیم گرفت یک توری را از پناهگاه به فر بگیرد.

the tori sang beautifully in the morning.

توری صبح‌ها به طرز زیبایی آواز می‌خواند.

she enjoys watching tori in her backyard.

او از تماشای توری در حیاط پشتی خود لذت می‌برد.

many people find tori to be great companions.

بسیاری از مردم معتقدند که توری همراهان خوبی هستند.

he took a picture of the tori perched on a branch.

او از توری که روی شاخه نشسته بود، عکس گرفت.

her favorite tori is a bright yellow canary.

علاقه‌مندترین توری او، یک کلاغ کوکای زرد روشن است.

the tori flew gracefully across the sky.

توری به طور ظریف در سراسر آسمان پرواز کرد.

he built a cozy cage for his pet tori.

او یک قفس دنج برای حیوان خانگی توری خود ساخت.

listening to the tori chirp brings her joy.

گوش دادن به جیک جیک توری شادی را برای او به ارمغان می‌آورد.

she often feeds the tori that visit her garden.

او اغلب به توری‌هایی که از باغ او بازدید می‌کنند غذا می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید