tori gate
دروازه توری
tori design
طراحی توری
tori style
سبک توری
tori art
هنر توری
tori festival
جشنواره توری
tori symbol
نماد توری
tori structure
ساختار توری
tori culture
فرهنگ توری
tori tradition
آد و رسوم توری
tori shrine
معبد توری
he decided to adopt a tori from the shelter.
او تصمیم گرفت یک توری را از پناهگاه به فر بگیرد.
the tori sang beautifully in the morning.
توری صبحها به طرز زیبایی آواز میخواند.
she enjoys watching tori in her backyard.
او از تماشای توری در حیاط پشتی خود لذت میبرد.
many people find tori to be great companions.
بسیاری از مردم معتقدند که توری همراهان خوبی هستند.
he took a picture of the tori perched on a branch.
او از توری که روی شاخه نشسته بود، عکس گرفت.
her favorite tori is a bright yellow canary.
علاقهمندترین توری او، یک کلاغ کوکای زرد روشن است.
the tori flew gracefully across the sky.
توری به طور ظریف در سراسر آسمان پرواز کرد.
he built a cozy cage for his pet tori.
او یک قفس دنج برای حیوان خانگی توری خود ساخت.
listening to the tori chirp brings her joy.
گوش دادن به جیک جیک توری شادی را برای او به ارمغان میآورد.
she often feeds the tori that visit her garden.
او اغلب به توریهایی که از باغ او بازدید میکنند غذا میدهد.
tori gate
دروازه توری
tori design
طراحی توری
tori style
سبک توری
tori art
هنر توری
tori festival
جشنواره توری
tori symbol
نماد توری
tori structure
ساختار توری
tori culture
فرهنگ توری
tori tradition
آد و رسوم توری
tori shrine
معبد توری
he decided to adopt a tori from the shelter.
او تصمیم گرفت یک توری را از پناهگاه به فر بگیرد.
the tori sang beautifully in the morning.
توری صبحها به طرز زیبایی آواز میخواند.
she enjoys watching tori in her backyard.
او از تماشای توری در حیاط پشتی خود لذت میبرد.
many people find tori to be great companions.
بسیاری از مردم معتقدند که توری همراهان خوبی هستند.
he took a picture of the tori perched on a branch.
او از توری که روی شاخه نشسته بود، عکس گرفت.
her favorite tori is a bright yellow canary.
علاقهمندترین توری او، یک کلاغ کوکای زرد روشن است.
the tori flew gracefully across the sky.
توری به طور ظریف در سراسر آسمان پرواز کرد.
he built a cozy cage for his pet tori.
او یک قفس دنج برای حیوان خانگی توری خود ساخت.
listening to the tori chirp brings her joy.
گوش دادن به جیک جیک توری شادی را برای او به ارمغان میآورد.
she often feeds the tori that visit her garden.
او اغلب به توریهایی که از باغ او بازدید میکنند غذا میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید