touchiness

[ایالات متحده]/ˈtʌʧɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به راحتی آزرده یا ناراحت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

touchiness level

سطح حساسیت

touchiness threshold

آستانه حساسیت

touchiness issues

مشکلات حساسیت

touchiness factor

ضریب حساسیت

touchiness scale

مقیاس حساسیت

touchiness response

واکنش حساسیت

touchiness context

زمینه حساسیت

touchiness training

آموزش حساسیت

touchiness dynamics

پویایی حساسیت

touchiness management

مدیریت حساسیت

جملات نمونه

his touchiness about the topic made everyone uncomfortable.

حساسیت او در مورد این موضوع باعث ناراحتی همه شد.

she often displays touchiness when discussing her personal life.

او اغلب وقتی در مورد زندگی شخصی خود صحبت می‌کند، حساسیت نشان می‌دهد.

the touchiness of the situation required careful handling.

حساسیت اوضاع و شرایط نیاز به رسیدگی دقیق داشت.

his touchiness can lead to misunderstandings among colleagues.

حساسیت او می‌تواند منجر به سوء تفاهم بین همکاران شود.

touchiness in negotiations can hinder progress.

حساسیت در مذاکرات می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

she has a reputation for her touchiness over criticism.

او به دلیل حساسیت خود نسبت به انتقاد، شهرت دارد.

his touchiness about his age is well-known among friends.

حساسیت او در مورد سنش در بین دوستانش به خوبی شناخته شده است.

touchiness can often be a sign of insecurity.

حساسیت اغلب می‌تواند نشانه‌ای از ناامنی باشد.

understanding touchiness in communication is essential for effective dialogue.

درک حساسیت در ارتباطات برای گفتگوی مؤثر ضروری است.

his touchiness about politics often leads to heated debates.

حساسیت او در مورد سیاست اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید