touchinesses

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃɪnəsɪz/

ترجمه

n. رفتار به راحتی آزرده یا تحریک پذیر

عبارات و ترکیب‌ها

social touchinesses

لمس حساسیت‌های اجتماعی

emotional touchinesses

لمس حساسیت‌های عاطفی

cultural touchinesses

لمس حساسیت‌های فرهنگی

political touchinesses

لمس حساسیت‌های سیاسی

personal touchinesses

لمس حساسیت‌های شخصی

gender touchinesses

لمس حساسیت‌های جنسیتی

racial touchinesses

لمس حساسیت‌های نژادی

economic touchinesses

لمس حساسیت‌های اقتصادی

historical touchinesses

لمس حساسیت‌های تاریخی

regional touchinesses

لمس حساسیت‌های منطقه‌ای

جملات نمونه

his touchinesses often lead to misunderstandings.

احساسات آسیب‌پذیر او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

she has a reputation for her touchinesses in discussions.

او به دلیل حساسیت خود در بحث‌ها شهرت دارد.

touchinesses can affect team dynamics negatively.

حساسیت‌ها می‌توانند به طور منفی بر پویایی گروه تأثیر بگذارند.

understanding touchinesses is key to effective communication.

درک حساسیت‌ها برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

his touchinesses made it hard to approach him.

حساسیت‌های او باعث می‌شد به سختی بتوان به او نزدیک شد.

addressing touchinesses can improve relationships.

رسیدگی به حساسیت‌ها می‌تواند روابط را بهبود بخشد.

she often overreacts due to her touchinesses.

او اغلب به دلیل حساسیت خود واکنش نشان می‌دهد.

touchinesses should be managed in a professional setting.

حساسیت‌ها باید در محیط حرفه‌ای مدیریت شوند.

his touchinesses stem from past experiences.

حساسیت‌های او از تجربیات گذشته نشأت می‌گیرد.

recognizing touchinesses can help in conflict resolution.

تشخیص حساسیت‌ها می‌تواند به حل تعارض کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید