toweling

[ایالات متحده]/ˈtaʊəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtaʊəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده استفاده شده برای حوله‌ها؛ روش پاک کردن با یک پارچه؛ همانند حوله‌کشیدن
Word Forms
جمعtowelings

عبارات و ترکیب‌ها

soft toweling

حوله نرم

cotton toweling

حوله хлопковый

luxury toweling

حوله لوکس

bathroom toweling

حوله حمام

quick-dry toweling

حوله быстросохнущий

absorbent toweling

حوله جاذب

colorful toweling

حوله رنگارنگ

fluffy toweling

حوله پشمی

heavy-duty toweling

حوله سنگین

microfiber toweling

حوله میکروفایبر

جملات نمونه

she used a soft toweling to dry her hair.

او از یک حوله نرم برای خشک کردن موهایش استفاده کرد.

the hotel provided fresh toweling for the guests.

هتل حوله‌های تازه برای مهمانان فراهم کرد.

he wrapped the baby in a warm toweling after the bath.

او کودک را بعد از حمام در یک حوله گرم پیچید.

she bought a set of colorful toweling for her kitchen.

او مجموعه‌ای از حوله‌های رنگارنگ برای آشپزخانه خود خرید.

the athlete used a toweling to wipe the sweat off.

ورزشکار از یک حوله برای پاک کردن عرق استفاده کرد.

they folded the toweling neatly on the shelf.

آنها حوله‌ها را به طور مرتب روی قفسه تا کردند.

after swimming, i always grab a toweling to stay warm.

بعد از شنا، من همیشه یک حوله برمی‌دارم تا گرم بمانم.

he prefers cotton toweling for its absorbency.

او ترجیح می‌دهد از حوله‌های نخی به دلیل جذب‌شان استفاده کند.

the spa offers luxurious toweling for its clients.

اسپا حوله‌های لوکس برای مشتریان خود ارائه می‌دهد.

she embroidered her initials on her toweling.

او حروف اول نام خود را روی حوله‌اش گلدوزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید