towhead child
کودک با موهای طلایی
towhead boy
پسر با موهای طلایی
towhead girl
دختر با موهای طلایی
towhead hair
موهای طلایی
towhead beach
ساحل با موهای طلایی
towhead youth
جوان با موهای طلایی
towhead toddler
کودک خردسال با موهای طلایی
towhead friend
دوست با موهای طلایی
towhead sibling
خواهر یا برادر با موهای طلایی
towhead family
خانواده با موهای طلایی
the towhead child ran joyfully on the beach.
کودک با موهای روشن با خوشحالی در ساحل میدوید.
she admired the towhead boy's bright smile.
او لبخند درخشان پسر با موهای روشن را تحسین کرد.
his towhead hair glistened in the sunlight.
موهای طلایی او در نور خورشید میدرخشید.
the towhead twins played together in the park.
دوقلوهای با موهای روشن با هم در پارک بازی کردند.
she often styled her towhead locks into braids.
او اغلب موهای طلایی خود را به صورت بافت میکرد.
his towhead features made him stand out in the crowd.
ویژگیهای چهرهی او باعث میشد در میان جمعیت از او جدا شود.
the towhead girl loved to collect seashells.
دختر با موهای روشن عاشق جمعآوری صدف بود.
her towhead curls bounced as she danced.
اشکهای طلایی او در حالی که میرقصید میپریدند.
the towhead boy was known for his adventurous spirit.
پسر با موهای روشن به خاطر روحیه ماجراجوییش معروف بود.
they took a picture of the towhead baby in the garden.
آنها از نوزاد با موهای روشن در باغ عکس گرفتند.
towhead child
کودک با موهای طلایی
towhead boy
پسر با موهای طلایی
towhead girl
دختر با موهای طلایی
towhead hair
موهای طلایی
towhead beach
ساحل با موهای طلایی
towhead youth
جوان با موهای طلایی
towhead toddler
کودک خردسال با موهای طلایی
towhead friend
دوست با موهای طلایی
towhead sibling
خواهر یا برادر با موهای طلایی
towhead family
خانواده با موهای طلایی
the towhead child ran joyfully on the beach.
کودک با موهای روشن با خوشحالی در ساحل میدوید.
she admired the towhead boy's bright smile.
او لبخند درخشان پسر با موهای روشن را تحسین کرد.
his towhead hair glistened in the sunlight.
موهای طلایی او در نور خورشید میدرخشید.
the towhead twins played together in the park.
دوقلوهای با موهای روشن با هم در پارک بازی کردند.
she often styled her towhead locks into braids.
او اغلب موهای طلایی خود را به صورت بافت میکرد.
his towhead features made him stand out in the crowd.
ویژگیهای چهرهی او باعث میشد در میان جمعیت از او جدا شود.
the towhead girl loved to collect seashells.
دختر با موهای روشن عاشق جمعآوری صدف بود.
her towhead curls bounced as she danced.
اشکهای طلایی او در حالی که میرقصید میپریدند.
the towhead boy was known for his adventurous spirit.
پسر با موهای روشن به خاطر روحیه ماجراجوییش معروف بود.
they took a picture of the towhead baby in the garden.
آنها از نوزاد با موهای روشن در باغ عکس گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید